نميگذارد اين انقلاب بمدارس عموما صدمه برساند و معارف دچار زحمت گردد .
بعد از گذشتن اين قضيه هولناك مدير رشديه بر خبط و خطاى خود در پناه دادن بخانبابا خان پىبرده از او اجتناب مىكند افسوس كه دير خبردار شد و شد آنچه نبايد بشود بالجمله حدوث اين واقعه و كشته شدن بعضى از بيداران و گرفتار گشتن جمعى از آنها و برهمخوردن حوزههاى مخالف اتابك به ظاهر بر قدرت او افزوده از قوت مؤسسات جديد كه عمده آنها مؤسسات معارفى است ميكاهد .
انجمن معارف كه وجود خارجى ندارد كسى هم بصرافت انعقاد آن نيست مدارس دولتى در حال زار و بدست بىترتيبى شديد گرفتار مدارس ملى بواسطه حوادث واقعه و تنگدستى مؤسسين و بسبب اغراض كه هر روز در هريك از آنها بصورتهاى مختلف بروز كرده بر پريشانى آنها ميفزايد در حال يأس و نااميدى استبداد حكومت روزبروز در ازدياد و تنها چيزى كه در برابر استبداد مزبور و ضديت ظاهرى و باطنى دولتيان با معارف مانع است كه اين اساس را درهم پيچد همان نارضائى باطنى شاه است از برهم خوردن كار معارف چونكه در خارجه و داخله تأسيس معارف موجب ستايش او شده است و ديگر ملاحظه بدنمائى شديد در انظار بيگانگان كه در برهم زدن اساس معاف روى خواهد داد بهر صورت تاريكى موحش احاطه كرده معلوم نيست از كجا روشنائى اميدى تابش نمايد .
فصل چهلم فتنه جديد و رايحه اميد
واقعه تازهئى كه باز براى من اسباب زحمت فراهم مىكند فتنهايست كه بدست حسينخان ناظم دبستان دانش روى ميدهد .
حسينخان كه تازه متأهل شده عيال خود را آزار بسيار مينمايد مكرر او را مىزند جامههايش را در آتش ميسوزاند و از ارتكاب هر كار بد دريغ نميدارد و توقع دارد چون وابسته به من است در كارهاى شرارتآميز او با وى همراهى نمايم و چون مساعدت مرا با خود نميبيند بناى مخالفت را ميگذارد و بالاخره دبستان را ترك كرده در هر انجمن