در اينحال يكى از روحانىنمايان طماع كه با اين جمع هم قسم شده خود را باتابك رسانيده در مقابل استفاده مختصرى اسرار رفقاى خويش را فاش و هركس را شناخته معرفى مينمايد و بامر دولت جمعى از آنمردم از رجال معتبر و غيره گرفتار و تبعيد ميگردند .
گرچه حوزه مدرسه رشديه كه قسمت عمده آن را اشخاص تجددخواه واقعى تشكيل ميدهند و كمتر اغراض شخصيه در آنجا ديده مىشود چندان دخالت در كارهاى تبعيدشدگان ندارد لكن بتهمت و بخطر از همه نزديكتر مىباشد بواسطه دشمنى خصوصى اتابك با مؤسس رشديه و بسيارى از آن اشخاص تجددخواه آزادىطلب كه در آن حوزه ديده ميشوند .
اينجاست كه فطرت ناظم جديد رشديه بروز كرده اعضاى حوزه رشديه را يكايك بهر وسيلهئى هست باتابك معرفى مينمايد و حكم گرفتارى آنجمع بنظميه صادر ميگردد .
رياست نظميه در اينوقت با آقا بالا خان وكيل الدوله است از تربيتيافتگان كامران ميرزاى نائب السلطنه و از اشخاص بدسابقه و بىعاطفت .
رئيس نظميه به عادت عهد ناصر الدين شاه ببدترين صورت اين حكم را بموقع اجراء ميگذارد و شبانه بخانهاى مردم ميريزد آقا سيد حسن كاشانى را كه برادر مدير حبل المتين و شخص وطنخواه تجددپرورى است گرفته محبوس ميسازد شيخ يحيى كاشانى را كه نويسنده زبردستى است گرفتار نموده تبعيد مينمايد مدير رشديه فرار كرده در مأمنى تحصن ميجويد و در همين شب ميرزا محمد عليخان نام از سادات محترم جوان بيست و پنج ساله كه داراى احساسات سرشار وطنخواهى است در تعقيب ورود مأمورين نظميه به خانه او خود را از بام به زير انداخته ترك جان ميگويد .
حدوث اين واقعه اهالى دار الخلافه را عموما و تجددخواهان را خصوصا باضطراب افكنده هيچكس در خانه خود ايمن نيست و چه فجايع در ضمن اين كار رويداده كه شرحش موجب اطناب است .
در اين واقعه باز خطر بنگارنده نزديك ميگردد و مرا هم جزو مخالفين اتابك و طرفداران امين الدوله معرفى نمودهاند و لكن خداوند محافظت فرموده از ميان هياهوها كه از بدخواهان بلند و تحريكها كه براى گرفتارى من مىشود بسلامت سر برون آورده
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٩٠