و از روى معارفخواهى و يا بضميمه ملاحظهئى كه از ارفع الدوله دارد خانه كوچكى از خانهاى خود را نياز دبستان مزبور مينمايد .
يك روز جوانى كه او را نميشناختم بر من وارد شده ميگويد مرا مشير الملك بدينجا فرستاده خود نيز خواهد آمد ميپرسم براى چه ميگويد دبستان دانش را بشما ميسپارند مشير الملك ميآيد و پس از اظهار خشنودى از خدمات معارفى نگارنده اظهار ميدارد ارفع الدوله از سنپطرزبورغ بپدرم مشير الدوله مينويسد وضع دبستان دانش در مدرسه افتتاحيه و صورتى كه عاقبت به خود گرفته موجب سرشكستگى من در انظار داخل و خارج گشته حاج امين الضرب خانهئى بدبستان نياز كرده از شما ميخواهم دبستان را در خانه ملكى تشكيل و اختيار آن را به شخص بىطمعى واگذاريد كه قصدش خدمت بمعارف بوده باشد و مخصوصا شما را نام برده و درخواست نموده زحمت اداره نمودن دبستان را قبول نمائيد و اين جوان را كه حسين خان نام و بستگى با ارفع الدوله دارد بناظمى دبستان بپذيريد .
نگارنده از مشير الملك مهلت طلبيده تا با انديشه جواب گفته باشم يكى دو روز بعد از اين واقعه شرح ذيل را بمشير الملك مينويسم .
در موضوع دبستان دانش اسب خيال مرا بمرحلههاى در ظاهر دور و در باطن نزديك برده تا به اين مقام رسانيده كه بگويم شوق من بتوسعه مدارس ملى حاجت به بيان ندارد و لكن در اين مدت كه در كار معارف دخالت نموده تجربهها آموختم و از مكر و كيد ارباب غرض و طمع ابتلاها يافته كه مرا سخت دچار زحمت و مرارت نموده امروز به خواهش شما و ارفع الدوله بدون هيچ اجر و مزد دنيائى قبول اين زحمت را نموده دبستان را تأسيس و قسمتى از وقت خود را مشغول اين كار مينمايم از كجا كه چون دبستان داير و منظم گشت ارباب غرض فتنهانگيزى ننموده و كار را به جائى نرسانند كه نه بتوانم آن را نگاهدارم و نه بتوانم آن را رها نمايم چنان كه در كار تأسيس مدارس ملى دچار همين ستمكاريها گشته زحمت بسيار ديده و كشيدهام خواهيد گفت اين كار غير از ديگر كارها و مؤسس آن غير از ديگر مردم است بلى و لكن اغراض خصوصى هم به حدى است كه عقل دورانديش را حيران ميسازد دخالت من در كار دبستان موكول
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٨٤