نگارش يابد چه اولا نويسندگان جرايد مزبور اگر توانسته بودند در داخل مملكت خود قدمى رو به مقصد برداشته قلمى بآزادى روى كاغذ بگذارند ترك ديار خود نگفته اقامت در غربت اختيار نمينمودند در اين صورت چگونه اقدام مينمايند اداره خود را از محيط وسيع آزادى به تنگناى پرآشوب داخله آورده احساسات وطنپرستانه خويش را تابع اراده معدودى اشخاص طماع هوسناك بنمايند .
حبل المتين تا وقتى روزنامه ملى ايران و توجه عموم ايرانيان است كه در كلكته در فضاى امن و آزاد نگارش يافته احوال و اوضاع ايران را از آن منطره بلند ديده بيملاحظه حقايق را مينويسد نامه پرورش تا وقتى آئينه حقيقتنماى افكار آزاد ايرانيانست كه از نسيم روحافزاى رود نيل در محيط امن و آزاد قاهره استفاده مينمايد و گرنه در ايران غير از ملاحظه و باز هم ملاحظه غير از ناامنى و مقهوريت و باز هم مقهوريت چه خواهد بود چنان كه نامه ثريا كه پس از طلوع پرورش خوانندگانش در ايران معدود گرديده و نگارندهاش در كار خود حيران مانده در اينموقع از حكم دولت ميخواهد استفاده نمايد به اين بهانه اداره خود را از قاهره بتهران نقل و تحويل مينمايد .
مدير ثريانامه خود را با مختصر استفاده مادى كه از دولت مىكند در تهران دائر مينمايد بىآنكه بتواند كلمهئى از حقايق امور بنويسد و بالاخره با بدبختيهاى بسيار دچار انحلال و تعطيل دائمى ميگردد حبل المتين و پرورش بجاى خود نشسته بطبع و نشر نامه خود مداومت داده بىآنكه اوراق نامههاى آنها بايران وارد گردد ولى در خفا و براى اشخاص مخصوص فرستاده مىشود .
مدير حبل المتين همهگونه استطاعت دارد كه با منتشر نشدن نامه او در ايران اداره را تعطيل ننموده بانتظار تغيير سياست دولت امرار حيات نمايد اما مدير پرورش آن جوان غيرتمند وطنپرست عصبانى همان جوان آزاده تهىدست نميتواند خود را نگاهدارى نمايد پس از چند نمره كه بعد از ممانعت از انتشار آن در ايران طبع نموده در خارج نشر ميدهد عاجز مانده اداره را تعطيل قلم و كاغذ را بدور افكنده از غصه و اندوه به مرض دق مبتلا شده طولى نميكشد با يكدنيا حسرت از زحمت زندگانى رهائى مييابد و چنان كه در شماره اول نامه خود پيشبينى نموده جان شيرين را فداى حب وطن و قلم
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٨١