آتشبار خويش ميسازد بالجمله قدغن ورود جرايد از خارج بايران و محدود گشتن مطبوعات داخلى درهاى آگاهى را به روى ملت بسته سرتاسر مملكت را دچار تاريكى و بيخبرى ميسازد .
نفسها در سينهها تنگ دلها پريشان خاطرها افسرده بهار آزادى كلك و بنان در مرحله اول زندگانى بفصل خزان مبدل ميگردد .
روزنامه معارف از زحمت مدافعه نمودن از اعتراضات همقلمان خارج خود خلاص مىشود نه تنها از اين زحمت خلاصى مييابد بلكه از زحمت زندگانى نيز آسوده گشته طولى نميكشد كه تعطيل شده اداره آن منحل و بلكه حوزه افتتاحيه نيز برهم مىخورد .
مفتاح الملك كه تمام نظرش تحصيل رضاى خاطر اتابك اعظم است بديهى است در سياست اخير دولت كه نتيجهاش حصول ارتجاع و خاموش نمودن آتش آزادى افكار است نميتواند با مدرسهدارى و جريدهنگارى از سياست موجود دولت استفاده نمايد اين است كه خود را از روزنامه و بلكه از حوزه معارف دور گرفته بىعلاقگى خويش را باينكار عملا هويدا ميسازد و اين در شوال 1318 مىباشد .
مدرسه افتتاحيه در حال انحلال و باز بواسطه قسمتى از وجوه اعانه كه بدانجا تخصيص داده شده بامر وزارت معارف تا چندى صورتى از آن باقى و محل مصرف نمودن وجه مزبور ميگردد .
مسلم است مفتاح الملك تا نارضائى اتابك اعظم را احراز نكرده باشد از رياست افتاحيه و اداره معارف با منافعى كه براى او دارد صرفنظر نمينمايد پس معارف جديد در اين وقت و در اين هنگامه ارتجاع خود را دچار مخالفت سياست دولت همان سياست سلطنت تزارى كه مانند كابوس مرگ به روى پيكر اين مملكت افتاده ميبيند تا چه اندازه بتواند در سايه قوت معنوى معارف و در پناه ميل باطنى شخص پادشاه و آزادى معارفخواهان حيات خود را محافظت نمايد .
بعد از برهمخوردن حوزه افتتاحيه نير الملك وزير علوم دست و پايش گشودهتر گشته بر دخالت خود در مدارسى كه در تحت نظر حوزه افتتاحيه داير بوده ميافزايد بىآنكه بخواهد يا بتواند نواقص آنها را بر طرف نمايد .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٨٢