تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
مينمايد هيئت نظار در جلسه اول و دوم غرضمندى آنها را احساس نموده خود را دچار زحمت ميبيند . دفتردار نيز از اينكه بتواند بظاهرسازى مقاصد خود را انجام داده باشد مأيوس گشته شبى حوزه محالفين را جمع نموده ورقه‌ئى مينويسند نام جمعى از رؤساى روحانى تهران را در صدر آنورقه با تجليل بسيار نوشته در ذيل مينويسند اين رؤساى دين و مذهب حكم مينمايند يحيى حق وارد شدن و دخالت نمودن به هيچ مدرسه‌ئى ندارد و بر مديران مدارس ملى واجب است از ورود اين شخص بمدرسه خود ممانعت نمايند از اين اوراق قسمتى را شب در شهر منتشر و قسمتى را پشت در مدرسه‌ها مياندازند فرداى آنشب دفتردار شرحى در اظهار دلسوزى به من نوشته يكى از همان اوراق را لفا فرستاده مينويسد هرچه بشما نصيحت كردم اينقدر در كارها سختى ننمائيد نپذيرفتيد تا كار را باينجا رسانديد كه ملاحظه مينمائيد . دفتردار يك نسخه از همين اوراق را با خود بمدرسه سادات برده بمدير ساده‌لوح ميگويد بعد از ديدن اين ورقه بر شما لازم است بدربان مدرسه بسپاريد فلانى را راه ندهد مدير نيز با حضور اجزائى كه همه مورد مهربانى من ميباشند دربان را خواسته مطلبى را كه به او القاء شده با كمال تشدد ميگويد و ميسپارد اگر فلانى خواست بمدرسه بيايد از ورود او بايد ممانعت نمائيد بديهى است تكليف ظاهرى من خوددارى نمودن از آمدوشد بمدرسه مىباشد و تكليف حقيقى دلگرم نگاهداشتن هيئت نظار و ساير اعضاء و اجزاى مدرسه از يك طرف و اقدام نمودن بكوتاه كردن دست فسادكنندگان بتوسط دولت از طرف ديگر نگارنده تمام وقايع را روزانه به نير الملك وزير علوم نوشته خاطر او را از جزئيات مطالب آگاه ساخته او نيز بيغرضى و صميميت مرا احراز نموده از هرگونه مساعدت دريغ نميدارد جعفر قليخان نير الملك اگرچه باقتضاى زمان و ترتيب كار دولت و دولتيان قدرت و استقلالى در كار خود ندارد و ذاتا كم‌حال به نظر ميآيد و لكن از آنجا كه شخص نيكوفطرتى است در جائى كه حقيقت و حقانيت را احراز نمود از هرگونه اقدام و استقامت دريغ نميدارد . براى بيان عاقبت كار با حوزه مخالفين لازم است به وضع دولتيان در اين هنگام اشاره نموده زان پس ببيان نتيجه اقدامات خود در اصلاح مدرسه سادات و دفاع از مخالفين بپردازد .