دفتردار ميخواهد تمكين ننمايد بالاخره مجبور مىشود مطابق دستور رفتار كرده بى حسابى گذشته را تصفيه نمايد اينورقه با امضاى وزارت علوم و وزارت مطبوعات منتشر ميگردد .
جشن عيد غدير ببهتر وجه كه ممكن است گرفته مىشود لباس شاگردان يكجور و يكرنگ خطابهها مهيج و مؤثر و بالجمله نمايش جشن مزبور قابل توجه و جالب نظر ارباب نظر گرديده بر اعتبار و احترام مدرسه افزوده مىشود .
وزراء و اعيان و اشراف تهران ميبينند همان كودكان سادات را كه در معابر با چوب بر سر آنها زدن هم نميتوانستند از سماجت آنها در تكدى جلوگيرى نمايند اكنون با وضع آبرومند به تحصيل پرداخته در آتيه هريك نه تنها خود بمقامى ميرسند بلكه مىتوانند جمعى از بنى اعمام خود را از ذلت فقر و پريشانى نجات داده باشند .
بخاطر دارم روزى بمدرسه وارد شده در ختم مدت تفريح شاگردان هرچه زنگ زده مىشود شاگردان باطاقها نرفته ميگويند يكى از ما ديده شده دست طلب نزد كسى دراز كرده تا او اخراج نشود ما نميتوانيم بر سر درس حاضر گرديم ديدن اين حال بر اميدواريها افزوده مرتكب موقة اخراج و محصلين به كار خود ميپردازند .
در اول سال دوم ميبايد نظامنامه اساسى و داخلى مدرسه كاملا بموقع اجراء گذارده شود دفتردار با همه تعهدات كه نموده مدير و پارهئى از اعضاء را با خود همراه كرده بلكه از قبول شرائط نظامنامه كه اختيارات آنها را محدود مينمايد تجافى نموده باشند .
نگارنده نميخواهد شخصا با آنها طرف شده خود را آلوده كشمكش نمايد از اين سبب بيش از هر كار سه نفر از اشخاص خيرخواه معارفپرور علاقهمند باعانت سادات را باكثريت آراء اعانهدهندگان عظام انتخاب نموده انجمن نظار را بنام وكلاى مدرسه سادات تشكيل ميدهد و آن سه تن ميرزا علينقى خان مستشار السلطان ميرزا شمس الدين حكيم الهى و آقا ميرزا عبد الرحيم اصفهانى ميباشند .
هيئت نظار روزى باتفاق نگارنده بمدرسه آمده در صدد اجراى نظامنامه برميآيند دفتردار آقا سيد جليل مدير را زبان خود قرار داده با نگارنده و با هيئت نظار مخالفت
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٦٦