مشير الدوله پس از اطلاع بر خالى بودن صندوق معارف و بىتوجهى مدرسه افتتاحيه بسه مدرسه علميه و شرف و مظفريه و تنگدستى مؤسسين مدارس ملى و حاجتمندى ايشان بمساعدت حالى و مالى از طرف دولت چنان صلاح ميداند دفتر اعانهئى گشوده وجوهى جمعآورى نموده دولت هم مساعدتى بنمايد و چرخ معارف به راه افتد .
نگارنده پيشنهاد مينمايد كه در اعضاى انجمن معارف جرح و تعديلى بشود تا اينكه روح تازه گرفته باقدامات خودسرانه افتتاحيه خاتمه داده شود چهار مدرسه دولتى و چهار مدرسه ملى كه تا اين وقت تأسيس شده در تحت نظر انجمن معارف داراى يك ترتيب و تنظيم گشته عنوان دولتى و ملى از ميان برداشته شده از وجوه اعانه به همه مساعدت گردد و از اين راه از افراط و تفريطى كه روى داده جلوگيرى شود مشير الدوله و معاون الدوله اين پيشنهاد را ميپذيرند و در مقام انجام آن و گشودن دفتر اعانه برميآيند
نگارنده از اين مجلس و از اين پيشآمد مسرور و بآتيه روشن معارف اميدوار گشته بدرخواست مشير الدوله كتابچه مفصلى مشتمل بر تاريخچه گذشته معارف و تكليفات آتيه آن براى وى ميفرستم كه بتواند بشاه و صدر اعظم ارائه داده بگرفتن اعانه از طرف دولت موفق گردد .
در ماه ذى الحجة 1317 روز عيد غدير در مجلس جشن مدرسه سادات مشير الدوله بنگارنده محرمانه ميگويد سالى ششهزار تومان وجه اعانه براى مدارس جديد معين شده سه هزار تومان دولت بدهد و سه هزار تومان رجال محترم بپردازند بايد بنشينيم قرار تقسيم آن را بگذاريم من از شنيدن اين خبر مسرور و از او تشكر مينمايم .
در اين حال كه مشير الدوله با من در اين موضوع صحبت ميدارد در طرف ديگر مجلس مفتاح الملك ديده مىشود كه سر تا پا گوش شده گفتگوى ما را استماع مينمايد در همان حال نگارنده احساس مىكند كه مفتاح الملك نخواهد گذارد اين كار بوجه صحت جارى گردد .
مفتاح الملك بعد از اين مجلس بمشير الدوله ميگويد مدارسى كه مردم بصرافت طبع خود تأسيس نمودهاند حاجتمند مساعدت نميباشد نميخواهند يا نميتوانند اداره كنند منحل نمايند ما بايد چهار مدرسهئى كه بارش بدوش دولت افتاده راه برده آبروى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 270
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٧٠