تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
مخالفى كه نموده است مستحضر ميسازد . وزير علوم حاضر مىشود براى حفظ مدرسه و تلافى آنچه از حدود صحت تجاوز نموده بهر اقدام لازمى تشبث نمايد از اين سبب اعلانى منتشر مينمايد حاصل مطلبش آنكه مدرسه سادات قريب ده ماه است در نهايت انتظام داير مىباشد اخيرا يكى از اجزاء صورت جمع و خرج سه ماه سيم را به مهر و امضاى مجعولى منتشر نموده آن ورقه از درجه اعتبار ساقط است و مجددا صورت صحيح با تصديق وزارت معارف منتشر خواهد گشت بديهى است نشر اين اعلان بر دفتردار و حوزه مخالفين بىنهايت ناگوار است و لكن نتيجه مقدماتى است كه بدست خود فراهم آورده‌اند . چنان كه در فصل 34 نوشته شد دفتردار و رفقاى او آقا سيد محمد طباطبائى و اولاد او را بمدد خود طلبيده وعده داده‌اند دست نگارنده را از مدرسه كوتاه و آنها را قائم مقام من نمايند دفتردار نزد آقا سيد محمد ادعا نموده او مؤسس مدرسه مىباشد بشهادت ورقه‌ئى كه خود نوشته و امضاء نموده در اين صورت ميتواند هركس را بخواهد برياست انتخاب نمايد آقا سيد محمد نميخواهد تنها به اين مستمسك دخالت در كار مدرسه سادات نموده باشد از اين سبب درصدد برميآيد فرمانى از جانب دولت براى اولويت خود بدخالت در اين اساس صادر نموده آنگاه بميدان معارضه با نگارنده بيايد . چون نميتوانند نسبت خيانت نمودن بمال مدرسه به من بدهند ناچار بايد با تير تهمت فساد عقيده مرا هدف ساخته صلاحيت و اولويت خود را احراز نمايد آقا سيد محمد با وجود خصوصيتى كه با امين السلطان صدر اعظم دارد شايد پىبرده باشد كه امين السلطان در اين ايام با نگارنده باطنا صفائى ندارد ولى باز صادر نمودن اين فرمان را از او درخواست نمينمايد شايد هم درخواست نموده او بملاحظاتى كه داشته نپذيرفته باشد اينست كه بتوسط شخص معمم شرورى از ميرزا محمود خان حكيم الملك كه رقيب امين السلطان است صدور اين فرمانرا طلب مينمايد . روزى چند نميگذرد كه فرمان رياست آقا سيد محمد طباطبائى در مدرسه سادات و لزوم كوتاه شدن دست نگارنده از دخالت در اين كار صادر شده از صحه همايون ميگذرد .