تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
آنها به سنگ خورد و از اين اقدام نيز نتيجه نگرفتند يك‌يك برخاسته روانه ميشوند سيد نيز بفاصله چند دقيقه با معذرتى كه از من ميخواهد روانه ميگردد . نگارنده هم بهيچوجه به روى مترجم الدوله نياورده با خوشروئى از مدرسه روانه شده بعد از مشورت نمودن با بعضى از اعضاى شركت خيريه مقرر ميگردد اگر مترجم الدوله خيال خود را تعقيب ننمود او را به حال خود گذارده باحترام آقاى تفرشى در صدد مؤاخذه از گذشته برنيايد و اگر دنبال كرد و تجديد مخالفت نمود دست او را كوتاه و فتنه را بر طرف سازم . اما اقدامات روز بعد مترجم الدوله مرا مجبور مىكند اثاثيه را جمع و مدرسه را موقة تعطيل نمايم در اين حال اجزاى مدرسه از ناظم و معلم و غيره باظهار تنفر نمودن از اقدامات حق شكنانه مدير اجماعا به منزل من آمده ميگويند تا مترجم الدوله در مدرسه ادب است ما قدم به آنجا نميگذاريم نگارنده حاضر شده مدرسه را تعطيل نمايد ولى نميخواهد در اخراج مترجم الدوله تعجيل نمايد اين است كه از اجزاء دو سه روز مهلت ميخواهد ولى آنها نميپذيرند مدرسه تعطيل شده شاگردان بىمعلم هم بخانهاى خود ميروند . مترجم الدوله هرچه ميخواهد چند ساعت مدرسه را نگاهدارى كند نميتواند ناچار سفارشنامه‌ئى از آقاى تفرشى در نگاهدارى از او خطاب بنگارنده صادر نموده ميفرستد در جواب اين مكتوب خاطر آقاى محترم را از تمام مطالب آگاه مينمايم و هم از طرف بعضى از تجار به سيد نوشته مىشود در اين كار مداخله ننمايد سيد مضطرب شده مينويسد من در كار مدرسه ادب مداخله نكرده و نميكنم اگر نوشته‌ئى از من اظهار كرده باشند واقعيت ندارد و باشتباه صادر كرده‌اند . پس از وصول اين مكتوب خاطر نگارنده از محذور طرف شدن با آقاى مزبور آسوده گشته اعضاى مدرسه را اميدوار نموده از طرف ديگر بوزارت معارف شرح واقعه را اطلاع داده جواب ميرسد مترجم الدوله مستخدم مدرسه ادب مىباشد اگر ميخواهد خود مدرسه داشته باشد برود جاى ديگر تأسيس نمايد .