هم نميتواند خود توجه سودمندى به آنها بنمايد اين است كه مدارس مزبور خصوصا مدرسههائى كه صندوقدار معارف ملاحظه از آنها ندارد يعنى علميه ، شرف و مظفريه به حال وقوف مانده بلكه رو بتنزل ميگذارد و تنزل آنها موجب مزيد ترقى مدارس ملى مخصوصا مدرسه ادب ميگردد .
و هم در اين ايام آقا ميرزا ابراهيم سعيد العلماء كه بعد از خارج شدن از انجمن معارف جمعى از معارفخواهان محله سرچشمه تهران را با خود همراه نموده درصدد تأسيس مدرسه در آن محل برميآيد و موفق ميگرد مدرسهئى بنام قدسيه تأسيس نموده به زودى آنمدرسه ملى نيز رونق مييابد .
نگارنده بيش از همهچيز از بابت ماليه مدارس ملى نگرانى دارد و از اينكه وزارت معارف و حوزه افتتاحيه بتوانند چهار مدرسهئى كه اكنون دولتى ناميده مىشود راه ببرند اطمينان ندارد چه رسد كه از آن ناحيه بمدارس ملى انتظار مساعدتى بوده باشد اينست كه به خيال جمعآورى اشخاص با فكر معارفپرور ميافتد كه از مساعدت فكرى آنها براى مدارس ملى استفاده نموده باشد .
محمد ابراهيم خان معاون الدوله غفارى حاج حسين آقاى امين الضرب آقا رضاى رئيس التجار و عدهئى ديگر را دعوت نموده لزوم مساعدت با مدارس ملى را براى محافظت معارف جديد خاطرنشان ايشان نموده پيشنهاد مىكند شركت خيريه تشكيل داده از صندوق آن شركت كمكى بمدارس ملى نموده شود آقايان مزبور پيشنهاد نگارنده را پذيرفته وعده تشكيل شركت را داده مرا اميدوار ميسازند .
بعد از اين مجلس باميد تأسيس اين شركت در ماه جمادى الاولى 1317 مدرسه كماليه در محله سيد نصر الدين تهران بمساعدت حالى و شركت مالى نگارنده و بشركت و مديريت مرتضى خان غلام پيشخدمت تأسيس شده قسمتى از وقت مرا به خود مصروف ميدارد .
گمان مينمايم رسيدگى بمدرسه سادات ادب و كماليه كه در نقاط مختلف تهران واقع است با لزوم مراقبت از جميع كارهاى تدريسى و تنظيمى آنها در صورتى كه هيچگونه اختلاف و كشمكشى در كار نباشد براى گرفتن تمام وقت يك شخص كافى بوده باشد چه
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٥٦