از اين پيشآمد مسرور گشته و با اينكه از پرروئى ممتحن الدوله تنفر دارم در اين موقع از يكروئى او در بيان حقيقت امر اظهار امتنان نموده ميگويم اكنون از من چه ميخواهيد .
ممتحن الدوله - ميخواهيم شما از احتشام السلطنه صرفنظر كرده با ما موافقت نمائيد .
نگارنده - من در كار معارف نظر خصوصى چه دوستى و چه دشمنى با كسى نداشته و ندارم با كارهاى صحيح احتشام السلطنه صميمانه موافق بوده با كارهاى ناصحيح او نامساعد چنان كه بموجب نوشتجاتى كه محرمانه از پيش خواندهايد و مذاكراتى شنيدهايد حقيقت اين دعا بر شما پوشيده نيست اكنون هم با كارهاى صحيح و اقدامات روشن معارفپرورانه ديگران موفق و با كارهاى ناصحيح آنها نامساعد هستم اعتماد من به صحت عمل و نيت پاك خويش است به كسى اميدوار نيستم و از كسى هم بيم ندارم .
ممتحن الدوله - وزير علوم با ابقاى مدارس مساعدت دارد .
نگارنده - دليل ندارد مساعد نباشد زيرا اين وظيفه رسمى و وجدانى اوست
ممتحن الدوله - در باب انجمن معارف چه نظر داريد ؟
نگارنده - انجمن معارف بايد داير بوده باشد مؤسسههاى آن نگاهدارى شود و نواقصش بر طرف گردد .
ممتحن الدوله - گمان نميكنم وزير علوم با اين كار و به اين ترتيب مساعد باشد .
نگارنده - شما عقيده مرا خواستيد بيان كردم دولت هرچه ميخواهد مىكند ممتحن الدوله از نگارنده استمزاج مينمايد كه آيا انجمن معارف با مؤسسات آن بمدرسه افتتاحيه انتقال بيابد صلاح است يا نه نگارنده رأى نميدهد و او خود نيز با وجود مناسبت و خصوصيتى كه با مفتاح الملك دارد اظهار مساعدت نميكند .
بالجمله در اين مجلس نگارنده ممتحن الدوله را تا يك اندازه از دست مفتاح الملك گرفته با خود مساعد مينمايد و در نتيجه مقرر ميگردد انجمن معارف بعنوان سركشى بمدارس هر جلسه در يكى از مدارس منعقد شود تا بعد مكان ثابت آن معلوم گردد .
ممتحن الدوله از نزد نگارنده خوشحال بيرون ميرود وزير علوم هم از اينكه من
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٣٦