فكر سوم - فكر نگارنده است كه ميخواهد مؤسسات معارفى بعنوان ملى باقى بماند افكار عالى امين الدوله در تأسيس اين اساس تعقيب شده روزبروز بر قوت و حسن جريان آن افزوده گردد معارف جديد تابع دار الفنون بىمعنى كه چيزى از آن باقى نمانده نبوده باشد و دريچهئى از روشنائى كه به روى ملت گشوده شده بسته نگردد .
نگارنده ميخواهد دايره معارف طورى وسعت يافته عموميت حاصل كند كه نه تنها شاه و وزير نتواند آن را منحل نمايد بلكه در مقابل حملههاى شديد كهنهپرستان و دشمنان دانش و پرورش نيز تاب مقاومت آورده بتواند اساس خود را بر بنيان خللناپذير بگذارد .
بديهى است فكر اول باندازهئى ضعيف است كه نميتواند از حدود مخيله وزير علوم تجاوز نمايد خصوصا كه مدارس جديد نه بودجه دولتى دارد و نه دولت عجالتا درصدد مساعدت نمودن با آنهاست وزير علوم هم استطاعت فكرى و شخصى براى جبران كسر مدارس از ممرّ ديگر ندارد پس از اين انديشه كه اينخيال صورت خارجى پيدا كند بايد آسودهخاطر بود .
و اما فكر دوم درست است مفتاح الملك ميخواهد مدارس را دائر نگاهدارد و لكن هر وقت انديشه مىكند بعد از تمام شدن بقيه وجوه اعانه كسر مدارس را از چه ممر بپردازد و استفادههائيكه در نظر دارد از چه محل بنمايد متحير مانده چاره ندارد مگر آنكه برياست موقتى و با سرمايه مختصريكه باقيمانده بازى كند تا ببيند چه پيش ميآيد پس از اين انديشه هم كه مفتاح الملك بتواند بمقصوديكه دارد برسد نگران نبايد بود .
و اما فكر سوم وسايل اميدوارى كه در اطراف پيشرفت فكر نگارنده موجود است از قرار ذيل مىباشد .
نيت پاك و بيغرضى كه در اجراى مقصد خود دارد بطوريكه نه تنها در مقام استفاده خصوصى از اقدامات خود نميباشد بلكه هرچه از هركجا بدست ميآورد در اين راه به مصرف مىرساند و بزرگتر چيزى كه نگارنده را در مقابل حملههاى شديد دشمنان نگاهداشته همين بىطمعى و نيت پاك است .
ديگر قوت معارف است كه هيچ قوهئى نميتواند از آن جلوگيرى نمايد و انديشه
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٣٨