طلوع خورشيد سعادت و اقبال در اين مملكت بوده باشد در تاريخ چهارشنبه 22 رجب سنه 1316 ه در نتيجه اغراض شخصى و منافع خصوصى كوتهنظرانى چند گرفتار بحران شديد گشته به حال انحلال ميافتد .
روز چهارشنبه مزبور طرف عصر برحسب معمول اعضاى انجمن مخالف و مؤالف در ساعت معين در حالتى كه باران بشدت مىبارد در عمارت انجمن مجتمع ميگردند .
احتشام السلطنه و همراهان او قبل از وقت در كتابخانه ملى كه متصل به محل انجمن است جمع گشته بىآنكه اثر ملالتى از صورت آنها نمايان باشد ميگويند و ميشنوند در اين حال باقى اعضاء در محل انجمن مجتمع و اين جمع بر ايشان وارد ميگردند .
مخالفين از ديدن احتشام السلطنه و چند تن ديگر كه تصور نميشد بانجمن بيايند بحيرت فرورفته از عاقبت اين مجلس نگران ميمانند .
در اين حال وزير علوم كه تا چند جلسه پيش از اين هر وقت بانجمن ميآمد مانند يكى از اعضاى عادى با نهايت فروتنى كنارى نشسته كمتر سخنى از او شنيده ميشده است مانند حاكم مقتدرى كه بر ايالتى ورود نمايد بمجلس وارد مىشود .
وزير علوم سردارى ترمه لاكى كه با وجود مخالف عادت مملكت نبودن براى پيرمرد هشتاد ساله پوشيدن آن خوشنما نيست دربر نموده سردارى سفيدى به روى آن پوشيده بانجمن آمده و بملاحظه آقايان معمم كه بالاى مجلس نشستهاند با بشاشت و خرمى پاى مجلس مينشيند .
احتشام السلطنه نيز در كنارى نشسته در صورتى كه از بشاشتهاى عادى و مصنوعى چيزى نشان نميدهد بيفاصله بعد از ورود وزير علوم ممتحن الدوله بازيگر ترتيب جديد با پرروئى كه از خصائص اوست خود را بمجلس انداخته وزير علوم را پاى در نشسته ميبيند - چرا براى چه اينجا جاى شما نيست خواه يا ناخواه كشانكشان او را در صدر مجلس مينشاند اين رفتار اثر سوئى در انجمن بخشيده افكار را متوجه انقلابى ميسازد يعنى احساس ميكنند كه ممتحن الدوله نقشهئى را كه در نظر داشته در غياب احتشام السلطنه بموقع اجراء بگذارد با حضور او هم مجرى خواهد كرد .
ممتحن الدوله بيفاصله بعد از ورود خود و جابجا نمودن وزير علوم لايحهئى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٢٩