تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
احتشام السلطنه پس از بيرون كردن سعيد العلماء بواسطه اين رفتار احساس ملالت در صورت اعضاء نموده بنگارنده ميگويد شما دلتنگ نباشيد اگر كسى را معرفى نموده‌ايد و او از انجمن اخراج مىشود . رفتار احتشام السلطنه در اين مجلس دشمنان او را مسرور و دوستانش را دلتنگ مينمايد چه آنها را به رسيدن آرزوهاى خود نزديك و اينها را از نگاهدارى حوزه خود مأيوس ميسازد . بعد از اين مجلس نگارنده بايد از احتشام السلطنه و رفتار او اظهار ملالت نموده باشم و لكن به روى خود نميآورم و بواسطه اهميت مقصد بخونسردى ميگذرانم . احتشام السلطنه در همين مجلس بوزير علوم ميگويد همان بهتر كه دار الفنون را نيز بانجمن واگذاريد تا آنجا را هم منظم نمايد در صورتى كه همه‌چيز او همين دار الفنون بيمعنى است وزير علوم بواسطه اين سخن و سخنان اهانت‌آميز كه مكرر از احتشام السلطنه شنيده ديگر بانجمن حاضر نگشته يكجهت بمخالفت نمودن با اين اساس ميپردازد در صورتى كه شخص سليم النفس بىآزارى است . احتشام السلطنه اهتمام دارد كارهاى انجمن را در مجالس خصوصى ميان خود و همراهانش قطع نمايد و بدست اكثريتى كه در انجمن دارد اجراء سازد و هم ميكوشد كه مفتاح الملك و ممتحن الدوله از مجالس خصوصى بى خبر بمانند كم‌كم مخالفين او به اين ترتيپ پىبرده جدا درصدد برميآيند از مذاكرات مجالس خصوصى آگاه گردند اوائل ماه رجب 1316 شاگردان مدرسه شرف مجانى بمجلس روضه‌خوانى آقا ميرزا زين العابدين امام جمعه تهران براى تشكر از مساعدتى كه به آنها نموده ورود مينمايند و اين اول دفعه است كه قريب دويست نفر شاگرد مكتبى منظم و با بيرق در خيابان تهران حركت مينمايند . ورود شاگردان مدرسه شرف بمجلس روضه‌خوانى ذاكرين و مستمعين را مهيج گشته يكى از واعظهاى معروف از معارف جديد و بخصوص از مدرسه شرف مجانى تمجيد نموده آنها را طلاب علم ميخواند و او ميرزا محمد رضاى واعظ همدانى است بعضى از طلاب علوم دينى و تمام معاندين مدارس جديد بهانه بدست آورده