حاج ميرزا محسنخان مظفر الملك كه رشديه تبريز از طرف امين الدوله به او سپرده شده است در اينوقت كه مدير مزبور را بتهران ميفرستد بنگارنده از وى سفارش مينويسد .
مدير رشديه پس از ملاقات از افكار نگارنده آگاه شده همفكر و همخيالى بدست ميآورد مدير رشديه مردى بلند قامت با صورت كشيده محاسن تنك ديدگان كبود در كسوت روحانيان معلوماتش در حدود تعليمات ابتدائى است .
امين الدوله بيداران تهران را در هر لباس كه باشند بمساعدت در نشر معارف ميخواند و همه را بهمراهى با تأسيس مدارس جديد و تجديد اصول تعليم و تعلم تشويق مينمايد .
تصورات من درباره امين الدوله اين است كه امين الدوله ميخواهد سرهاى افكار جديد را كه تازه در اين مدت بجنبش آمده و هنوز نورس و نارساست بسامان بگذارد .
امين الدوله ميخواهد از حرارت احساسات ناقص بىاساس كه طلوع نموده استفاده كرده سر آنها را به كار ترويج و توسعه معارف گرم كرده در سايه اين كار افكارى كه قابل دخالت در سياست مملكت بوده باشد بپروراند .
امين الدوله ميخواهد نه از افكار جديد جلوگيرى كرده باشد و نه آنها را بىتكليف و سرگردان بگذارد كه خود را با نورسى و بىاسبابى به آتش دخالت در سياست سوزانيده مملكت را هم بمخاطره بيندازند .
امين الدوله البته ميداند تا ملت نداند چه ميخواهد و چه ميبايد بخواهد چه مىكند و چه بايد بكند روى سعادت نميبيند و اين همه فرع دانشمندى است .
از جاهل نادان غير از جهل و نادانى چيزى تراوش نمينمايد .
خلاصه جديت امين الدوله در كار افتتاح مدارس تازه و توسعه معارف عمومى گذشته از اينكه براى يك ملت اول قدم است كه رو بسعادت برميدارد اساسىترين كارهاست براى يك مملكت و بعد از حوادث اخير در مقابل مختصر هيجان عقلانى كه با بىتكليفى در اين مملكت خودنمائى مىكند بهتر سياستى است كه اين دستور دانشمند اختيار مينمايد چنان كه مشاهده مينمائيم طولى نميكشد تمام افكار تازه و احساسات
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٨٢