مدرسه نظام و رئيس افواج سوادكوه است داراى مكنت قابل مىباشد .
ميرزا حسن رشديه كه در تبريز معارفپرورى ، مكتبدوستى و معلومات ابتدائى را منحصر به خود مىديده در ابتداى ورود بتهران تصور مىكند در تهران هم با توجه مخصوصى كه وزير اعظم به او دارد در دائره معارف جديد مرجعيت خواهد يافت و شخص اول در اين امر خواهد بود .
ولى بروز احساسات معارفپرورانه در اطراف اقدام وزير اعظم در كار توسعه معارف از اشخاص مهم كه از هرجهت مخصوصا در مقامات علمى و در باخبرى از اوضاع روزگار بر او تقدم دارند به او ميفهماند كه در تهران او نميتواند از تفرد و انحصار دم زده باشد ولى چون تدريس الفباء بسبك جديد اختصاص بوى دارد خود را اميدوار مينمايد بلكه در سايه حاجتمندى كه به او دارند بمقامى كه در نظر دارد رسيده باشد .
فصل بيست و ششم خيريه ، رشديه و انجمن
پيش از شروع بمطلب بايد از اقدامات سردار مكرم در باب دار الايتام كلمهئى چند بنگارم :
ميرزا كريم خان سردار مكرم در پرتو روشنى افكار عالى مقتداى خود حاج شيخ هادى نجمآبادى و در سايه طينت پاك خويش مدتى است درصدد است دار الايتامى تأسيس نموده بناى مخصوص براى آن ساخته قسمت مهمى از املاك و علاقه خود را وقف مؤسسه مزبور بنمايد .
سردار مكرم با پدرم الفت مخصوص دارد و عالم وطنخواهى و معارفپرورى نگارنده را دوست ميدارد در اين وقت كه انتهاض معارفى شروع ميگردد با جديت قابل تمجيد آماده انجام دادن مقصد مقدس خويش است .
بديهى است شيخ هادى نجمآبادى كه از همفكران وزير اعظم و نسبت به او سمت پيشوائى دارد بيش از ديگر روحانيان تجددخواه افكار معارفپروانه سردار را ترويج مىكند .
سردار مكرم از وزير اعظم رخصت طلبيده جمعى از دوستان معارفخواه را به خانه