قلب وى متوسل ميگردد .
حتى به اين وسيله كه صدر اعظم اين خانم را بتوسط خواجهسرايان نصيحت كند فرستاده صدر اعظم به اين بهانه با خانم دختر باغبانباشى ملاقات نموده قلب رميده او را از شاه بجانب صدر اعظم جلب نموده وسيله تحصيل خبرهاى خصوصى حرمسرا بهتر بدست ميآيد و ميفهمد كه بعد از جشن كار او و خانوادهاش ساخته است از روى اين نظريات است كه تصور كرده مىشود صدر اعظم از بودن ميرزا رضا در حضرت عبد العظيم و از سوء قصد او نسبت بشاه شايد بى خبر نبوده و ببرطرف شدن دشمن جان و مال خود نارضائى نداشته است چيزى كه تصورش مشكل است اين است كه ميرزا رضا مدتى در طهران و در حضرت عبد العظيم مانده جمعى از دوستان او از ورودش باخبر باشند و با همه خبرنگاران كه كامران ميرزا در طهران و اطراف دارد شاه و پسرش از بودن ميرزا رضا در اين شهر بالمرّه بى خبر مانده باشند و باز نظرها مختلف است كه انديشه شاهكشى ميرزا رضا اخيرا از كجا مدد يافته و اينك مسبب حقيقى قتل شاه چه اشخاصى ميباشند در صورتى كه ميرزا رضا اعمال خود ناصر الدينشاه است كه به اين صورت در آمده و هر مددى از هركجا به او رسيده باشد از نتيجه همان اعمال مىباشد .
خلاصه ميرزا رضا پيش از ظهر روز جمعه هفدهم ذى القعده هزار و سيصد و سيزده هجرى چشم رؤساى خدام حرم را دور ديده طپانچه كوچك خود را با دل بزرك و مغز پر از حس انتقام برداشته با عريضهئى بحرم وارد شده در سمت جنوب روبروى درى كه بجانب امامزاده حمزه گشوده است خود را بضريح ميچسباند مانند كسى كه التجاء آورده باشد و تضرع و زارى بدرگاه الهى نمايد چون اول دفعه است كه شاه بى قرق بصحن و حرم وارد مىشود زن و مرد در صحن اجتماع نموده كه شاه را ملاقات نمايند معدودى فراش و يساول هم كه پيش روى شاه حركت ميكنند متعرض كسى نشده مردم را پيشوپس نمينمايند . بديهى است اين چند نفر مستحفظ هم با شاه بايوان و حرم وارد نشده همراهان شاه در حرم دو سه تن از خلوتيان و يكى دو تن از رؤساى خدام مزار مقدس ميباشند .
و اما صدر اعظم بباغ مادر شاه كه محل ميهمانى است رفته تنظيمات آنجا را
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٤٤