بهر صورت صدر اعظم در عين پريشانحواسى و با اسباب بسيار مختصر كه در دست دارد خود را نباخته دست و پاى خويش را گم ننموده مانند كسى كه از پيش فكر عميق در اجراى اين نقشه نموده باشد بعد از قرق نمودن صحنها و بستن درها جسد شاه را به اين عنوان كه در حال غشوه و ضعف است در آغوش چند تن از خلوتيان از در كوچكى كه در گوشه صحن معروف بصحن جيران است بيرون برده در كالسكه سلطنتى نشانيده خود پهلوى مرده نشسته فرمان حركت ميدهد و امرونهى مينمايد .
مردم كه موكب سلطنت را ميبينند بصورتيكه رفته بازميگردد در كشته شدن شاه ترديد نموده بلكه بزندگانى او اميدوار ميگردند .
صدر اعظم به اين ترتيب و تدبير از هر حادثه خطرناكى جلوگيرى نموده بدن شاه را بعمارت سلطنتى رسانيده پيش از هر كار با تلگراف وليعهد را كه در تبريز است اطلاع داده حكم تلگرافى بر صلاحيت خود براى هرگونه اقدامى كه لازم بداند صادر كرده با كمال قدرت در جايگاه شاه كشته شده و در مقام پادشاهى كه بعد از مدتى خود را باريكه سلطنت مىرساند نشسته كامران ميرزا را با تهديد شديد بجاى خود مينشاند و زمام امور لشگر و كشور را كاملا در دست اقتدار خود ميگيرد و پايتخت را منظم نگاه ميدارد .
فصل بيست و دوم سلطنت مظفر الدين شاه
مظفر الدين ميرزا به اين مناسبت كه مادرش شاهزاده خانم است بر برادران ديگر در رسيدن بمقام سلطنت تقدم جسته .
اين شاهزاده ذاتا كمحال داراى ادراك محدود و بىاندازه عياش و خوشگذران است بحديكه سلامت بدن خود را هم فداى شهوترانى نموده .
وليعهد در مدت طولانى اقامت آذربايجان بيكار و در حقيقت خانهنشين بوده چه همه وقت در مقابل خود والى مقتدرى را مانند فتحعليخان صاحب ديوان يا حسنعليخان