و درك صحبت ميرزاى شيرازى را مينمايد .
در فصل شانزدهم نوشته شد ميرزاى آشتيانى در طرف شدن با پدر من قسمت مهمى از اعتبارات خود را كه در قضيه دخانيه بدست آورده بود از دست ميدهد .
اقتدار فوق العاده ميرزا على اصغر خان امين السلطان و همراهى ظاهرى و باطنى او با رؤساى روحانى طهران مخالفين ميرزاى آشتيانى هم سبب مىشود كه ميرزا حسن در انظار موهون ميگردد و البته غرور موفورى كه بعد از واقعه دخانيه بر او مستولى شده نيز بضميمه منفعتدوستى كه داشته در تنزل رتبه و مقام او بىدخالت نبوده است بهر صورت ميرزاى آشتيانى بسامره مسافرت مينمايد و توقعات بسيار او در حضرت ميرزاى شيرازى انجام نميگيرد .
چونكه آن بزرگوار با اشخاصى از رؤساى روحانى كه مىتوانند از اعتبارات او استفادههاى شخصى بنمايند چندان همراهى نمينمايد خصوصا با كسانى كه در طهران ساكن ميباشند .
ميرزاى آشتيانى در اين مسافرت بسامره يكى از مقاصدش اين است كه كلمهئى كتبا يا شفاها از ميرزاى شيرازى بر ضد پدر من بدست آورده بنشر آن كلمه كسرى را كه از اين راه به او رسيده جبران نمايد ولى در اين موضوع هيچگونه كاميابى حاصل نمينمايد چه اولا ميرزاى شيرازى هيچگاه خود را آلوده به اغراض اشخاص نميكند و ثانيا مقارن رسيدن ميرزاى آشتيانى بسامره كتابچه مشروحى بامضاى حاج محمد حسن امين الضرب بدست ميرزاى شيرازى ميرسد مشتمل بر شرح دشمنيهاى ظل السلطان نسبت بخانواده ما و شرح وقايع گذشته حتى قضيه تطميع نمودن ميرزاى آشتيانى را براى مخالفت نمودن با پدرم در آن درج مينمايد چنان كه نگارنده خود از زبان حاج محمد حسن شنيدهام .
رسيدن اين كتابچه از طرف شخص تاجر بيغرضى بدست ميرزاى شيرازى بهترين وسيله براى نپذيرفتن درخواست ميهمان خود در موضوع صدور كلمه اهانتآميزى از او نسبت بخانواده ما مىشود .
ميرزاى آشتيانى پس از زيارت عتبات عاليات و خانه خدا بطهران مراجعت مينمايد
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٣٢