تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
درست است كه مسلميت استاد بزرگوارش شيخ انصارى باعلى درجه رسيده اما رياست شيخ تنها در عالم روحانيت بوده بىآنكه دخالتى در سياست داشته باشد در صورتى كه رياست روحانى ميرزاى شيرازى بعد از واقعه دخانيه رنگ سياست نيز به خود گرفته به حدى كه دولت هم ناگزير است در مسائل مهم نظريات رئيس محترم مذهب را بدست آورده بر خلاف رضاى او اقدامى ننمايد . ميرزاى شيرازى سالهاى آخرين عمر خود را در اوج ارتفاع و عظمتى بسر ميبرد كه هيچكس تصور آن مقام را براى يك رئيس روحانى نمينموده . بالجمله سامره ظاهرا و باطنا مركز سياست و روحانيت گشته جميع رؤساى روحانى مذهب جعفرى در عراق عرب و در ايران و ديگر بلاد شيعه‌مذهب حتى كسانى كه پيش از اين دعوى همسرى با ميرزاى شيرازى يا برترى از او را داشته در اين وقت نسبت به او تحت الشعاع واقع ميگردند اينجا جملهء معترضه‌ئى كه مناسبت با مقام دارد بنويسم سيد جمال الدين كه خود در كسوت روحانيان است پس از واقعه دخانيه و تمركز يافتن قوه معنوى سياسى در سامره روابط صميمانه‌ئى با ميرزاى شيرازى حاصل مينمايد مراسلاتى كه ميان اين دو بزرگوار ردوبدل گشته و در پاره‌ئى از كتب تواريخ طبع شده گواه صدق مدعاست . سيد در همان ايام كه در قسطنطنيه با التهاب شديد اوراقى به زبان عرب بر ضد دولت و سلطنت ايران نشر مينمايد در يكى از آنها قريب به اين مضمون مينويسد : ايرانيان از پيروى فرمان رؤساى روحانى خود سر نميپيچند پس چرا رئيس قوم و فقيه طايفه ( يعنى ميرزاى شيرازى ) امر نميكند اين زنديق را از تخت سلطنتش فرود آورند قسم به خدا در اين كار به قدر شاخ حجامت هم خون ريخته نخواهد شد . خلاصه مرجعيت روحانى و سياسى ميرزاى شيرازى نه تنها بزرگان از رؤساى روحانى كربلا و نجف را براى اظهار ارادت و تجديد عهد زيارت بسامره ميكشاند بلكه رؤساى روحانى ايران را هم بصرافت مياندازد عهد زيارت خود را با رئيس مذهب تجديد نمايند خصوصا كسانى كه در قضيه دخانيه از طرفداران سياست او محسوب گرديده‌اند . از جمله آقا ميرزا حسن آشتيانى است كه از طهران عزيمت تشرف عراق عرب