ميرزا رضا از رسيدن اين وجه و از احسان امين الدوله در صورتى كه تقاضائى از او ننموده بينهايت مسرور شده وجه قرض تاجر را رد نموده با بقيه پوليكه دارد خود را بقسطنطنيه مىرساند .
ميرزا رضاى مريض مفلوك در ورود باستانبول يكسر به منزل سيد جمال الدين ميرود كه آنجا اقامت نمايد سيد با اينكه ارادت او را نسبت به خود ميداند در اينوقت احتياط نموده او را نپذيرفته ميگويد ايرانى را شب در منزل خود نگاه نميدارم ميرزا رضا كرمانى
بالاخره ميرزا رضا بامر سيد و بخرج او چهل روز در مريضخانه فرانسه خوابيده مزاجش صحت مييابد .
ميرزا رضا پس از بيرون آمدن از مريضخانه چند ماه با همشهريهاى خود ميرزا آقا خان ، شيخ احمد و برادرانش هممنزل شده ضمنا بخدمتگذارى سيد جمال الدين ميپردازد . ميرزا رضا ميخواهد بايران مراجعت نموده خانوادهء خود را پرستارى نمايد ولى دولت ايران بجميع مأمورين خارجه خود در موقع اخراج اوامر نموده تذكره عبور براى وارد شدن بايران به او داده نشود .
ميرزا رضا روزى در محضر سيد جمال الدين در شكايت از صدمات روزگار گريه مىكند سيد ميگويد گريه كردن كار كودكان است مرد مادام كه دروازه مرگ به روى او باز است نه زير بار ذلت ميرود و نه از حوادث روزگار شكايت مىكند ميرزا رضا
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٢٩