بلى مسئله اعلميت است كه بعد از رحلت ميرزاى شيرازى موجب هياهوى شديد در عالم روحانيت ميگردد .
چون اختلاف است ميان فقهاء كه شخص عامى در مسائل فرعى دينى خود بايد تقليد از مجتهد اعلم بنمايد يا آنكه اعلميت شرط نميباشد اگر تقليد اعلم واجب شد ضرورة شخص اعلم شاخص و مركز كل ميگردد در صورتى كه اگر شرط نباشد ممكن است در هر زمان مجتهدين بسيار مرجع تقليد و هريك مقتداى جمعى از مردم بوده باشند
ميرزاى شيرازى در پرتو وجوب تقليد اعلم بر ديگران تقدم جسته مقام اوليت را احراز نموده است .
اكنون كه او از ميان رفته تقليدكنندگان او در جستجوى اعلم براى اداى تكليف شرعى جدوجهد مينمايند .
از مجتهدينى كه در حوزه ميرزاى شيرازى بوده چند تن داعيه اين مقام را دارند كه مهمترين آنها آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ، آقا سيد محمد كاظم يزدى آقا سيد اسمعيل صدر اصفهانى و آقا ميرزا محمد تقى شيرازى ميباشند در صورتى كه در نجف و كربلا اشخاص مهم ديگر نيز وجود دارند مانند حاج ميرزا حسين طهرانى شيخ محمد حسن مامغانى ملا محمد شرابيانى و غيره .
البته در بلاد ايران هم اشخاص مهمى هستند كه دعوى اعلميت مينمايند و لكن از آنجا كه عوام شيعه باماكن متبركه عراق عرب توجه مخصوص دارند بروحانيانيكه در آن اماكن ساكنند بيشتر نظر دارند تا بروحانيانيكه در ايرانند .
در اين صورت نبايد انتظار داشت كه رؤساى روحانى ساكن ايران هرقدر هم در مقام علمى مبرز بوده باشند بعد از رحلت ميرزاى شيرازى از مسئلهء اعلميت و مرجع تقليد عمومى گشتن استفاده بنمايند پس بايد در عراق عرب نظر كرد ديد از مدعيان اعلميت كدام يك گوى سبقت را برده شخص اول ميگردد .
اما در اين موضوع معطل نميبايد شد زيرا كه عظمت كلمهء اعلميت كه با پيرايههاى ديگر در وجود ميرزاى شيرازى خودنمائى داشته با خود او و با همان پيرايهها در خاك ميرود و ديگرى بعد از آن مقتداى معظم نميتواند مقام او را به آن جمعيت احراز نمايد .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٣٤