تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
كرده اشخاصى كه مورد بدگمانى هستند نگران ميشوند . گرچه نگارنده آنوقت در حوزه داخل نبوده ولى از آنجا كه با بعضى از آن اشخاص رابطه و آشنائى داشته و بعلاوه بواسطه احساسات تجددخواهى و وطن‌پرستى در ميان بيداران ملت محل توجه شده از گوشه و كنار شنيده مىشود قصد گرفتارى مرا نيز دارند . يكى از شبهاى ماه رمضان كامران ميرزا كه از روحانيين مهمانى مىكند پدرم را به خانه خود بافطار ميخواند و مخصوصا مينويسد مرا هم با خود ببرد . شب با پدرم بمهمانى حاكم رفته منتظر عاقبت امر هستم چون از سر شام باطاق پذيرائى برميگرديم در اطاق وسط جوانى را بكامران ميرزا معرفى ميكنند ميرزا محمود خان نام و ميگويند الان از راه رسيده كامران ميرزا ميپرسد او را از كجا برگردانيده‌اند ميگويند از شاهرود و دستور ميدهد او را حبس نمايند كامران ميرزا در اين مجلس از حال و كار و اشتغال من از پدرم تحقيق زياد مينمايد و شايد ابهت و بلندى مقام او در نظر حاكم مانع شده باشد اگر خيالى هم درباره من داشته صورت خارجى به آن بدهد . بالجمله از خانه حكومت درآمده با خوشحالى به خانه خود ميرويم و از نگرانى درميآئيم و اما مسافر حبس شده يكى از بستگان ميرزا فتحعليخان صاحب ديوان است كه از رجال معروف دولت مىباشد اكنون والى خراسان شده اين جوان خود و برادرش ميرزا نصر اللّه خان كه معروف به گل و بلبل ميباشند جزو حوزه بيداران و بمصاحبت صاحبديوان والى روانه خراسان شده او را از راه بامر دولت بازگشت داده‌اند و توسط صاحب ديوان هم درباره او سودى نبخشوده اينك در جزو محبوسين در غل‌وزنجير ميافتد دستگيرشدگان چند روز در خانه حكومت ميمانند گرچه خواص ميدانند اين حكالت بابى گرفتن نيست ولى مطلب بر عوام پوشيده است . تا آنكه بواسطه حركت فوق العاده حاج سياح محلاتى حقيقت امر بر عوام هم آشكار ميگردد . ولى چونكه فشار حكومت استبدادى رمقى براى خلق باقى نگذارده يا هنوز احساسات وطنخواهى قوت نگرفته و بازارى نشده است اين مسئله چندان اثر نمينمايد .