تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
و اگر كسى فرضا پرسش نمايد گويند قسمتى از آنچه را از ما گرفته‌اند باينوسيله دريافت مينمائيم . اگر بيچاره‌ئى بجان آمده خود را بمركز رسانيده شكايت نمايد هنوز نرسيده حاكم او را نزد دولت مفسد قلمداد مينمايد و با تقديمى خصوصى كه بمديران دوائر ميدهد تحت الحفظ فرستادن او را به محل خود درخواست كرده تهديد مينمايد كه اگر اقدام نكنند از عهده اداى ماليات برنخواهد آمد . در اينحال عارض غارت شده خسارت سفر ديده رنج عزيمت كشيده تحت الحفظ بازميگردد شماتت دشمنان از يك طرف عقوبت حاكم براى عبرت ديگران از طرف ديگر بالجمله نگارش اوضاع ولايتهاى ايران از جور و ستم قواى حاكم در آن شگفت آميز و رقت‌انگيز است . بزرگتر تدبيرى كه شاه براى آسايش خاطر خود نموده نفاق انداختن است در ميان رجال دولت و بزرگان از هر طبقه و دامن زدن به اين آتش تا همه به خود پرداخته از خرده‌گيرى در كار دولت بازمانند حكام ولايات هم اين سياست را پيروى كرده در رسيدن بآرزوهاى خويش از اين راه استفاده مينمايند اين است كه آتش نفاق سرتاسر مملكت را فراگرفته همه را ميسوزاند و آتيه ملت را دچار بدبختى بزرگ مينمايد و در حقيقت بزرگتر چيزى كه اين خلق را در عين بدبختى در زير فشار ستمكارى شديد نگاهداشته اول نفاقى است كه در ميان آنهاست . دوم وفاقى است كه روحانىنمايان بمنافع مشتركه با ستمكاران دارند . اين است سياست داخلى دولت و اما سياست خارجى تمام نقطه توجه دولت رعايت دو همسايه جنوب و شمال است گرچه به تحصيل رضاى آنها بر سنگينى بار مملكت از دو طرف افزوده گشته نفوذ آنها بر زيادت گردد . انگليسيان امتيازات مىطلبند روسها نيز عوض ميخواهند آن دو بمركب آرزوهاى خويش سوار ميشوند و درباريان دلخوش ميباشند كه سياست خارجى را نيكو رعايت كرده خاطر شاه را آسوده نموده تا بعيش و عشرت خود بپردازد . نفاق ما بين رجال دولت و مخصوصا رقيبان شغل صدارت در سبك و سنگين نمودن