بپردازند چنان كه ناصر الدوله حاكم كرمان ماهى هزار تومان بقهوهخانه امين السلطان ميپردازد
صدر اعظم ايران را چهار قسمت كرده هر قسمت را بيك مدير تحريرات سپرده مديران مزبور هم در ادارات خود خود را صدر اعظم دوم ميشناسند .
و حكام ناچارند رضاى آنها را مقدم بر رضاى صدر اعظم بدست آورند .
علاوه بر اينها همه چون كسى مصدر حكومت ميگردد رجال بيكار طماع توقع ارمغان مخصوص آن محل را از وى ميكنند توقعاتى كه انجام دادن آنها مشكل است روحانىنمايان نياز دعاگوئى از او مىطلبند اهل منبر زبانبند ميخواهند مفتخواران كه بحاشيهنشينى مجالس گذران ميكنند و مسخرهچيان كه همهجا راه دارند نياز مدح و ثنا گفتن و يا بدگوئى نكردن از او ميجويند نوكرهاى مخصوص شاه و رجال حتى روحانيان از حكام توقع تقديمى و بخشش دارند شخص حاكم مجبور است اين تكليفات را بشاه و گدا ادا نمايد و با يك قافله سنگين كه اغلب از چند صد نفر براى ايالتهاى بزرگ تشكيل مىشود بمركز مأموريت برود در مركز مأموريت هم ارباب توقع محلى در لباسهاى مختلف موجودند كه اگر مقاصد شخصى آنها انجام نگيرد وى را بتحريك نمودن عامه بر ضد او تهديد مينمايند خصوصا روحانىنمايان و اطرافيان آنها - بالجمله در مدت حكومت نمودن خرج وى بايد بگذرد قروض طهرانش را بدهد و براى روزگار بيكارى هم ذخيرهئى داشته باشد .
آيا اين مصارف بىپايان از كجا درميآيد و اين همه كيسه نو دوخته كه ته آنها غير معلوم است چگونه پر ميگردد اينجا بايد نظرى به حال رعيت كرد كه اولا ماليات معمولى او را مضاعف ميكنند و به اين مبلغ قناعت نكرده هرروز بيك بهانه تكليف تازه بر او تحميل مينمايند و بعلاوه ارباب مكنت از اعيان و تجار و غيره بعنوانهاى مختلفه مداخل كرده بتبديل نمودن رياستهاى جزء محلى وسيله دخل بدست ميآورند .
و از همه مشروعتر در نظر آنها خرج تراشيدن براى دولت است باسم تعميرات محلى ، رفع سركشان ، آفت آسمانى ، تحكيم اجنبى و مانند اينها .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٠٢