تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
اولاد اين مرحوم يك دخترش مرحوم شده يك دخترش كه در سنه 1288 متولد شده مانده است و دو پسر كه يكى آقا هاشم نام داشت جوان با صداقت و خوش اخلاق و در سر كار خود بود و خيلى دوست مىداشتم آن زمان كه بازار آمد فشنگ پر مىكرد و [ به ] اسباب تفنگ و اين قبيل كارها مشغول بود و مخارج خانه را بيرون مىآورد . و يك پسر ديگر آقا ابراهيم نام دارد كه در سنه 1290 متولد شده اين هم‌چون پدرشان اينجا نبود كسى كه درست مواظبت آنها كند نبود و غير از ابوى حاجى حسن آقا آن هم به كار عمده آنها مواظبت داشت چندان مكتب نرفت و قدرى سرخود بزرگ شد ، و يك نفر مشهدى حسين اصفهانى رزكش بود [ كه ] خاله آقا ابراهيم را عقد نمود [ و با هم ] در يك خانه بودند . كم‌كم آقا ابراهيم بزرگ شد رشد و فراست زياد داشت . كار زنجره‌بافى را از مشهدى حسين ياد گرفت و مشهدى هاشم هم زنجره‌بافى را از مشهدى حسين ياد گرفت و مشهدى هاشم هم زنجره‌بافى را ياد گرفت و بعد آقا ابراهيم بازار آمده در دكان مشهدى هاشم با هم نشسته‌اند هم فشنگ‌فروشى و هم زنجره‌فروشى مىكردند . بعد ابوى به مشهدى هاشم مانع شد اين كار خوب نيست چون قتل نفس در اين كار هست و اين عمل تو سبب مىشود به قتل نفس . مشار اليه قبول نمود ، فشنگ‌فروشى را ترك نمود به كار زرينه‌بافى مشغول شدند . بعد عازم مشهد مقدس شد در سال 1311 و بعد از مراجعت در دكان با هم بودند و كارشان خوب مىگذشت از كسادى بازار به مراغه رفت آنجا زنجره و بعضى مال مىبرد چند دفعه به مراغه تردد نمود . در يك سفر ناخوش شد اينجا كه آمد احوالش به هم خورد تا اين‌كه در سنه 1318 مرحوم شد و جوان از دنيا رفت به‌قدر 31 سال عمر نمود و بعد برادرش آقا ابراهيم كه مشغول زرينه‌بافى شد خوب است به‌قدر اندازه سرمايه دارد كه محتاج نشود و مخارج خانه را متكفل است لكن اولاد ندارد از حاجى فتح اللّه مرحوم حاليّه يك پسر و يك دختر مانده و مشهدى هاشم را در سيد ابراهيم دفن نمودند . فصل در بيان حالات قبله‌گاهى معظّم اشرف الحاج حسن آقا مشهور به جورابچى و اجمال احوال اين‌كه در سنه 1255 متولد شده و دو خواهرش با تفاوت دو سال فاصله ، متولد شده‌اند كه يكى سنه‌ى 1257 ، يكى سنه‌ى 1259 و يك برادرش احمد نام بعد از مرحوم شدن حاجى رسول متولد شده كه سابق