تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
شريك شده و حاجى حسن خامنه مرحوم را به دكان شاگرد آورده زمانى نگاه داشت پس باز از بركت الهى قدرى منافع عايد شد و خانه هم تنها بود دختر مشهدى حسن شاطر را عقد نمود پس در سال 1284 تزويج نمود بعد از آن از خانه حاجى فتح اللّه بيرون آمده در محله‌ى ديگر خانه كرايه نمود و اوّل اولاد حقير بودم كه در سيزدهم ماه صفر 1285 « 1 » متولد شدم . پس جهت سيزده ماه بودن تصدّق و احسان بسيار به فقرا و مساكين نمودند سلامتى مولود را از خداوند عالم خواستند . از مقدرات الهى الى حال در حيات بوده كه اين وقايع را نوشتم و در آخر شرح حالات خودم را مفصّلا خواهم نوشت . و آنچه خواهر حاجى حسن آقا كه عمّه‌ى حقير است يكى آقا نقى چيت‌ساز بود به او عقد نمودند يك دختر از او متولد شد بعد آقا نقى مرحوم شد و دخترعمّه بعد از بزرگ شدن به آقا مير جعفر نام عقد نمودند بعد از مدتى آن هم مرحوم شد ديگر اولاد ندارد و خود عمّه حاليّه در خانه است ، پير شده هفتاد سال دارد و عمّه ديگر ، كه حاجى حسن خامنه مرحوم كه شاگرد دكان بود بعد از آن دكان ديگر گشود ، او را هم به مشار اليه عقد كردند يك پسر از او متولد شد [ در ] 1287 كه اسمش حاجى ستّار خامنه [ و ] حالا از معتبرترين تجار شهر است . و در سال 1297 كه گرانى بود [ و ] نان پيدا نبود عمه وفات نمود [ و او را ] در امامزاده كهنه دفن نمودند و خيلى اين دو خواهر ابوى را در اوايل رنجيده خاطر نمودند . تمام مايملك را مىگفتند كه مال پدر ما است و حال آن‌كه مال پدرشان در [ نزد ] حاجى فتح اللّه ماند به‌هرحال ابوى اغماض نمود هرچه خواستند به آنها داد و به خداوند عالم توكّل نمود . پس در سال 1286 ، 12 ماه ذيقعده مشهدى نقى متولد شد و آن ايام يك خانه در نزديكى خانه حاجى فتح اللّه به هفتاد تومان خريده ساكن شد . و مشهدى نقى در جثّه تنومند بود و رنگش مايل به زردى و سرخى ، خوش‌اندام و در همه كار با حقير موافق بود در مكتب رفتن و هرجا رفتن . و بعد از آن در سال 1288 در ماه 4 ذيقعده يك دختر متولد شد و در آن زمان قحطسالى « 2 » بود كه جميع شهر و اطراف دهات كمى آذوقه بود و خيلى به مردم سخت گذشت ، از گرسنگى
هامش
( 1 ) . در اصل : 1385 . ( 2 ) . در اصل : سال .