تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
سال مىگذاشت . بعد از آن دكان را موقوف نمود دلّالى بادام مىنمود لكن چون در دلّالى دروغ گفتن رسم مردم شده چندان از دروغ احتراز نمىكرد و عمرش از هشتاد سال متجاوز است و صورتا قدرى سياه‌رنگ و كوتاه‌قد بود . مادرش هم [ وقتى او را ] از پى كارى مىفرستاد مىگفت زود بيا قره‌اوغلوم « 1 » ، دوشاب اوغلوم « 2 » . از اين جهت « 3 » در ميان مردم هم ملقّب شد و اولاد هم ندارد . اوايل خوب معيشت داشت حاليّه چون وضع روزگار منقلب شده چندان ثروت نمانده . [ از ] اولاد كربلاى فرج مرحوم غير از حاجى محمّد نمانده و يك دختر هم كربلاى محمّد باقر نام شوهرش بود از او هم يك پسر مانده بود مشهدى جعفر نام . مادر مشار اليه در سن هشتاد [ و ] چهار سالگى وفات يافت و مشهدى جعفر هم اول كار جورابچى بود و متموّل بود . جهت « 4 » بعضى از حوادث سرمايه‌اش معدوم او هم دلالى بادام مىنمود و عمرش به هفتاد سال رسيده بود [ و ] در سال 1332 مرحوم شد و از مشار اليه هم چهار اولاد مانده ، دو نفر دختر و دو پسر كه يكى مشهدى كريم نام دارد [ و در ] سنه 1286 متولّد شده و يكى حسين آقا نام دارد [ كه ] آن هم [ در ] سنه 1392 متولّد شده ، حاليه شغل قنادى دارند ، هرچه رسيد قانع هستند ، يك اندازه معيشت دارند . فصل در بيان حالات حاجى رسول مرحوم كه جدّ ما است . اين مرحوم هشتاد سال عمر نموده و خيلى خوش‌احوال و از احوالات خويشان و همسايگان تفقّد مىكرد و ثروت زياد داشت و در ميان امثال و اقران عزيز و با احترام بود و نافذ القول بود و چهار زن عقد و صيغه كرده بود . اوّل همشيره حاجى على بابا مشهور [ به ] نارچى كه از متمولين مشهور شهر بود . آن وقتى كه محمّد شاه مرحوم در جلوس از تبريز مىخواست به تهران برود كسى نبود كه قرض بدهد . حاجى على بابا مرحوم از صد هزار تومان زياد به محمّد شاه جهت « 5 » مخارج راه داده بود بعد كه به تهران رسيد متمكن تاج [ و ] تخت شد . چندى طلب مرحوم تأخير شد ، به تهران رفت بعد از مدتى ماندن طلب خودش را وصول
هامش
( 1 ) . قره‌اوغلوم ، تركى آذربايجانى است ، به معنى پسر سياهم . ( 2 ) . دوشاب اوغلوم ، تركى آذربايجانى است ، به معنى پسر شيرينم . ( 3 و 4 و 5 ) . در اصل : جهة