تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
است در چند جا ساقط است ، در حالت مستى و ديوانگى « 1 » و غير جاها ، لكن كس نمىتواند بگويد كه وقتى دست معرفت و محبّت ائمه اطهار ساقط مىشود . و حتّى در روز محشر سؤال و حساب از ولايت است چه‌قدر اخبار وارد است . در اين خصوص در خدمت حضرت صادق عليه السلام از آيه
لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ
صحبت شد ، ابو حنيفه حاضر بود حضرت فرمود يا ابا نعمان اين آيه را به چه تفسير نموده‌اند ؟ عرض كرد مراد از نعيم آب سرد و طعام‌هاى لذيذ و غير نعمت‌هاى دنيا است كه خداوند عالم در محشر از اين‌ها سؤال خواهد كرد . حضرت فرمود كه خداوند عالم كريم است از اين‌كه ميزبان از مهمان حساب خواهد عيب است . و لايق درگاه احديّت نيست . عرض كرد پس مراد از نعيم چيست ؟ فرمود : ولايت امير المؤمنين عليه السلام است و حبّ ما اهل بيت . پس بايد در هردو عالم غير از اين باب علم به جايى روگردان نشويم چون سفينه نجات است و مثل اين‌ها مثل سفينه نوح است ، هركس در طوفان به كشتى سوار شد از غرق نجات يافت ، هركس تخلّف نمود غرق شد و جميع عالم مثال دريا و سفينه نجات ، منحصر به وجود ائمه اطهار عليه السلام است . معلوم است هر كس خودش را به سفينه داخل نكرد امواج بلا او را غرق خواهد نمود . جاى پناهگاهى غير از سفينه ولايت در عالم پيدا نخواهد شد . بايد هركس به اندازه‌ى معرفت خود طلب علم نمايد كه همه شرافت انسان و ترقّى به عالم علوى با علم است و در هرمقام فضيلت عالم را بر جاهل بيان فرموده‌اند و طالب علم بايد از روى حقيقت « 2 » و از معدن علم اخذ نمايد و هرعلمى كه در نزد كسى پيدا شود از اثر ايشان است . پس هراعمالى كه از روى معرفت و علم نمودى به درجه‌ى كامل خواهى رسيد . خداوند عالم به ماها علم و معرفت كامل عطا فرمايد چون از پريشانى حواس « 3 » مطالب درست نتوانستم بنويسم و هرچه خاطرم آمده نوشتم معلوم است سهو [ و ] نسيانى خواهد بود . خداوند عالم توفيق بدهد كه در محبّت و ولايت ائمه اطهار عليهم السلام كامل باشيم و اين چند كلمه كه عرض شد در نزد ارباب بصيرت و دانش چيزى نيست . معلوم است كه معرفت كامل كه صاحبان
هامش
( 1 ) . در اصل : ديوانه‌گى . ( 2 ) . در اصل : حقيقة . ( 3 ) . در اصل : هواس .
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 58 | حاج محمد تقى جورابچى / على قيصرى