نمود .
لكن وقتى كه متفق شدند [ اگر ] در گرداب افتادند به يارى يكديگر به طريق عقل نجات مىيابند . هرگاه گرداب عميق شد [ اگر ] در صورت اتفاق همه خلاص نباشند باز بسيارى آنها متلتفت حال همديگر شده ، باز [ به ] سرمنزل نجات مىرسند . حاليّه در ميان گرداب هستيم ، بلكه اتفاق نموده كه علم تحصيل نموده قدم در دايرهى ترقّى بگذاريم تا رفع احتياج نموده ، كمكم ايجاد بعضى صنايع نماييم و در هرعمل كه تقوى نموده باشيم كار ما پيشتر خواهد رفت و در عالم از اتّفاق بهتر چيزى نيست . از اين جهت « 1 » ما را به صله رحم امر فرمودهاند كه صله رحم نموده خويش اقربا را جمع نموده از آنها متوجه باش كه هروقت جمع شدند متفق خواهند شد و يك سرّ صله رحم اين است اتفاق نماييد و پس از اتفاق شورى نموده كارهاى خودتان را از روى علم و عقل ديده باشيد ، از حالات آنها مطلع باشيد و طبايع ناس چون مختلف هستند از اوّل آدم از اين جهت « 2 » است كه اولاد يك نفر شخص در يك قرار نيستند . يكى صالح و يكى خبيث كه هرچه پيش آمد از سيئات عمل مىكند و ديگرى تقوى مىكند ، يكى عالم و يكى جاهل مىشود تمام اينها آنچه اعمال خير در اين يكى ظهور مىكند از آثار حوريّه است و اعمال شرّ از آثار جنيّه است .
و براى هرآثار چنانكه در ظاهر يك اصل دارد در باطن هم دارد . اصل آثار خير در هركس ظهور نمايد محمّد و آل محمّد سلام اللّه عليهم اصل خير است .
چنانكه سابق عرض شد فقره زيارت جامعه كبيره و همچنين اصل اعمال شرّ عدّو آل محمّد ( ص ) كه اوّل ثانى هستند كه از انكار آنها ظلمت به عالم سرايت نموده ، عالم ظلمانى از زيادى معصيت شده ، هروقت كه قائم عجل اللّه وجه ظهور نمود رفع ظلمت خواهد نمود ، يعنى تخم انكار از قلبهاى مردم زايل خواهد شد [ و ] وقتى كه انكار از خلايق رفت ديگر ظلمت نمىماند و تمامى مردم در دين حق مىباشند .
[ در آن صورت ديگر ] يك نفر منافق پيدا نمىشود . پس تعجّب نبايد كرد كه چرا طبايع يك خانواده با هم مطابق نيست علتش را عرض كردم هرشيئى تأثير خودش [ را ] بروز مىدهد منتها در بعضىها ملاحظه مىشود هيچ از اعمال خير
هامش
( 1 و 2 و 3 ) . در اصل : جهة