تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
آفتاب . چنان‌كه قدرت خداوند را ملاحظه نمايى چه‌طور است فرموده‌اند انا قدرة اللّه و ساير صفات اين قرار و ناقص نتواند دليل بر كامل باشد . اين بديهى است و در عالم هرشيئى كه ظهور مىشود از انبياء و ملائكه و ساير مخلوقات از اثر فيض ايشان است . چنان‌كه در زيارت جامعه فرموده‌اند : ان ذكر الخير كنتم اوّله و اصله و فرعه و مبدئه و آخره و معدنه و منتهاه مراد از ذكر خير از عدم به وجود آمدن است كه بازگشت همه خير به شمار است در همه عوالم اوّل هستند و آخر هستند چنان‌كه آفتاب در مدينه منوّره به حضرت امير المؤمنين عليه السلام سلام نمود . السلام عليك يا اوّل يا آخر يا ظاهر يا باطن يا من هو بكلّ شيئى عليهم اوّل مخلوق بودن اين وجود مقدس معلوم است كه عرض كرديم و چون اين انوار مقدّسه وجه اللّه الباقى هستند كل شيئى مالك الّا وجهه دليل واضح است كه بعد از همه شيئى هستند و مراد از ظاهر جميع ظهورات حقّ از اين‌جا ظاهر شده و مظهر كلّى جمال و جلال الهى هستند فرموده است ظاهرى امامت « 1 » و ولايت و باطنى غيبت لا يدرك معيّن است راه به باطن نداريم و عالم جميع ما كان ما يكون ما هو كائن هستند و رشته‌ى جميع كائنات در دست يد اللّهى است و بسته به وجود او است ، و كتاب اللّه ناطق است در يوم قيامت كفّار مىگويند
يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
و آيات قرآنى در چند جا شاهد اين مطلب است ، يعنى واى بر ما چيست اين كتاب كه [ بىحساب ] نگذاشته عمل بزرگ و كوچك مگر اين‌كه همه را شمرده يا ذكر كرده . هرگاه از اعمال خلايق مطلّع نباشد قسيم جنّت نار نمىشود تا جزاى هركس نسبت به عملش بدهد و شاهداند به اعمال خلايق . شاهد او را مىگويند كه چيزى را ببيند شهادت دهد . به ناديده شاهد نمىگويند هرگاه اعمال از اين‌ها مخفى باشد ديگر شاهد نمىتوان گفت . پس يقين نموديم كه [ معصوم ] كه همه چيز را مىبيند و آنى غفلت ندارد و خداوند وجود نبوى را ( ص ) به جميع ماسوى اللّه شاهد فرستاده ، در اين صورت يك شيئى در عالم نمىشود كه امام ( ع ) از او مخبر نباشد و هركس اعتقاد خود را كامل نمود [ و ] به عروة الوثقى ولايت چنگ زد از همه آفات [ و ] وساوس
هامش
( 1 ) . در اصل : امامة .