تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
شيطانى محفوظ مىماند و [ ايشان ] باب نجات‌اند [ و ] هر ذيروح در اين دنيا از هر مهلكه و بلا كه متوسّل شد به آنها نجات مىدهند [ و ] در آخرت از عذاب جهنّم نجات دهنده‌اند و [ ما ] غير از اين به سان كوران اميد نجات نداريم و [ معصومين ] شفيع روز جزا هستند [ و ] بدون شفاعت و اذن اين‌ها كسى قدم به بهشت نمىتواند گذارد و احدى به كنه فضايل اين‌ها نمىتواند برسد . چنان‌كه جميع درياها مركب و اشجار قلم جن [ و ] انس كاتب باشند اين‌ها تمام مىشود لكن عشرى از اعشار فضايل و مناقب اين بزرگواران نمىتوانند بنويسند . و از دريا هرقدر بردارند تمام نمىشود .
كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست * كه تر كنى به سر انگشت [ و ] صفحه بشمارى
و هرچند اين كلمات لايق و شايسته آن مقام نيست لكن هركس به اندازه خودش بندگى خودش [ را ] اظهار نموده و اميد فيض و بخشش دارند و ما هم به هيچ عمل اعتماد نداريم كه اين عمل ما را نجات خواهد داد مگر محبّت و دوستى ايشان و قبول ولايت امير المؤمنين عليه السلام نمودن كه وسيله نجات از هر شدايد و هول قيامت اين انوار مطهّر هستند . و اميدواريم كه خداوند عالم دست ما [ را ] از دامن شفاعت صديقّه طاهره عليها السلام كوتاه نفرمايد كه جميع اعتماد نجات ما از آتش جهنّم به اين‌ها است . و خداوند عالم ماها را در اين اعتقاد كامل و دين حقّ ثابت‌قدم و برقرار نگاه دارد و از شرّ شيطان و شرّ نفس‌هاى خودمان محفوظ دارد . و بعد از آن‌كه اصول دين محكم شد به فرايض اعمال عمل نمود اقرار ولايت سبب قبولى اعمال مىشود و همين‌كه حبّ ولى ( ع ) در صفحه خاطر نقش نمودى تولّاى دوستان و تبرّاى از دشمنان آن جناب نمودى كه در معصيت او را ضايع نمىكند و داخل مىشود به تحت اين حديث كه حبّ علّى حسنة لا يضّر معها سيئة و هم‌چنين است عداوت آن بزرگوار كه هرچه اعمال حسنه نمايد غير از زحمت در دنيا و عذاب در آخرت به آن شخص نمىماند ، خسرو الدّنيا و الآخرة كه معاندين آن حضرتند از عبادت و اعمال حسنه مراد خوشنودى و رضاى الهى است . در هيچ عمل و عبادت قيد نشده كه فلان عمل را نمايى خداوند خوشنود مىشود ، ترك كنى مغضوب خداوند باشد ، مگر در محبت امير المؤمنين عليه السلام كه رسول صلّى اللّه عليه و آله فرموده يا على هركس تو را دوست دارد