ايوان نقش است ، و علاوه جلوهى زيادى دارد . يك اوستادى خرج داده بود [ كه ] تمام آن عكسها [ به ] اين ديوار افتاده بود . از آن وقت ، عكاسى در ميان مردم كمكم پيدا شد . »
مثلاش [ بر ] اين بود كه آن كس [ كه ] عاقل و صاحب معرفت است ، يك كارى مىكند كه تمام مردم او را مىپسندند ، و [ از ] كار جاهل غير از زحمت كشيدن چيزى نمىماند . اعمال و عباداتى كه صاحب عقل از روى معرفت نمايد ، در نزد خداوند مقبول است . جاهل هرقدر عبادت نمايد ، چون از روى معرفت نيست ، غير از زحمت چيزى نمىماند ؛ كه خوابيدن عالم از عبادت جاهل بهتر است .
در هرحال ، ايام ماه مبارك [ بر ] همين قرار گذشت . و عيد فطر رسيد . روز عيد را هم در روضهى مقدسه مانده ، نماز عيد را هم گزارده « 1 » ، زيارت نموديم .
خدا را شكر نمودم كه چند مدتى بود در آرزو بودم ، آن روز موفق شدم . چون سيم تلگراف پاره بود ، اتباع رشيد السلطان و محمد على شاه مانع از مخابره بودند ، خبر از تهران ، تبريز ، [ و ] رشت نداشتيم . در اواخر ماه مبارك ، خبر دادند سيم تلگراف باز شده است . فردا ، يك اعلان « فتحنامه » به ديوار چسبانيده بودند .
اين خبر در شهر مشهور شد كه سالار الدوله از طرف كرمانشاه با قشون زياد عازم تهران بوده ، بروجرد « 2 » و تمام آن اطراف را تصرف نموده حاكم گذاشته ؛ و ايل كلهر « 3 » و غيره در اردوى او بودند . قريب سى هزار جمعيت جمع كرده ، پسو پيش مىآمدند . محمد على شاه هم از طرف مازندران رو به تهران [ نهاده ] ، به خوار [ و ] ورامين آمده بود . يك سركردهى ديگر از سمنان رو به تهران نهاده بود « 4 » .
به مدافعهى اين سه دسته ، از تهران قشون فرستاده بودند . سردار ارشد از طرف محمد على شاه رئيس اردو بود . تا اينكه ، در حملهى اول كه يك روز كشيده بود دعوا ، آخر به قشون ارشد شكست رسيده ، چند نفر از صاحبمنصبها
هامش
( 1 ) . در اصل : گذارده .
( 2 ) . در اصل : بلوجرد .
( 3 ) . در اصل : كلهور .
( 4 ) . مقصود : « على خان ارشد الدوله » است . هموست كه تا نزديكى تهران رسيد .