بعد ، آمديم به ماشين . نقل مىكردند : « آن وقت [ كه ] روس اينجاها را گرفت ، تركمانها بىپروا بودند . سالدات تفنگ مىانداخت ، تركمان اعتنا نمىكرد . » اين تركمانها بسيار اذيت به مسلمين كرده بودند ، خصوصا به زوار حضرت امام رضا ، عليه آلاف التحية و الثناء ، كه سر راه آنها را گرفته اسير مىبردند و مالشان را مىبردند .
در زمان ناصر الدين شاه مرحوم ، بسيار طغيان كرده بودند كه از شاهرود تا عباسآباد ، جرأت در كسى نمانده بود [ كه ] با صد نفر زياده از آن راه عبور كند .
آخر الامر ، از طرف دولت حكم شده بود كه بهقدر هزار نفر سواره در شاهرود [ گذاشته ] بودند . چند عراده توپ [ هم ] بود . هركس از زوار و مسافر و چاپار [ و ] قافله [ مىآمد ، ] جمع مىشدند در شاهرود . از طرف مشهد مقدس و سبزوار [ كه ] زوار و قافله مىآمد ، جمع مىشدند در عباسآباد [ كه ] چهار منزل [ و ] خيلى دور است ، بلكه پنج منزل است . همان روز از شاهرود كه زوار حركت مىكرد ، توپ و سوار قدرى از پيش مىرفتند ، قدرى از كنار راه ، و قدرى سوار با توپ از عقب زوار مىآمدند تا آسيبى [ به ايشان ] نرسد . از عباسآباد هم با سوار و توپ زوار حركت مىكردند مىآمدند . در عرض راه ، در چند جا قراولخانه و برج درست كرده بودند .
تا اينكه ، اين دو قافله در مياندشت به هم مىرسيدند . [ در آنجا ، ] سه عدد كاروانسراى بزرگ است ، از بيرون يك در دارد . در آنجا ، منزل مىكردند . خيلى [ از ] تركمانها آمده كمين نموده ، از آنجا زوار را اسير نموده بردهاند . صبح ، زوار از مياندشت حركت مىكردند . آنهايى كه از طرف مشهد مىرفتند ، سواره [ كه ] با توپ از عباسآباد آمده بود از آنجا همراه زوار برمىگشت . سواره و توپ از شاهرود آمده بودند ، آنها هم باز به همراهى زوار به شاهرود مىآمدند .
چند سالى [ بر ] اين قرار گذشت . مشهدى على مرحوم ، كه خالوى بنده است ، در سال 1294 به مشهد مشرف شده بود ؛ با توپ و سوار رفته بود .
تا اينكه ، آنقدر ظلم نمودند [ كه ] باطن شريعت آنها را گرفت ، خداوند روس را مسلط نمود به اينها . باوجود اينكه ناصر الدين شاه بهقدر شصت هزار قشون فرستاد تركمان دعوا نمود ، تمام قشون تلف شد ، هزار نفر از آنها خلاص شدند .
زمانى كه روس مسلط شد ، تمام تركمانها را قتل [ و ] غارت كرد ، مدت چند سال دعوا نمود . عشقآباد ، كه حالا شهر بزرگى شده ، از خاك ايران بود . روس آمد
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: حاج محمد تقى جورابچى
ص٢٣٤