ملايم داده بودند . بعد كه اردوى دولتى وارد همدان شده بود ، از آنجا طرف سالار الدوله حركت كردند . [ سالار الدوله ] به همدان نيامد ، از آنجا برگشته عازم تهران شد . از سه طرف مىخواستند تهران را احاطه نموده ، محمد على ميرزا به تخت صاحب باشد .
استعداد زياد هم از تهران طرف سالار [ الدوله ] و محمد على ميرزا فرستادند .
اول دعوا با رشيد السلطان شده بود . در نزديكى سمنان او را شكست داده و چند نفر هم از بزرگان و رئيسهاى اردوى رشيد السلطان گرفتار و مقتول ، رشيد السلطان هم مقتول شده بود . شكست به اردوى محمد على ميرزا افتاد « 1 » .
بختيارىها از عقب آنها رفته ، تا اينكه اعوان [ و ] انصار رشيد السلطان متفرق شدند . دو سال بود [ كه ] چقدر خسارت [ زده ] و مال مردم [ را ] غارت نمود ، آخر ، اينجور به سزايش رسيد . سردار قشون دولت معز السلطان بود [ كه ] سردار محيى بود . در رشت هم بعضىها كاغذ مهر نموده تلگراف [ به ] تهران نمودند كه « ما محمد على ميرزا را قبول نداريم به پادشاهى . »
تابستان در رشت هم بسيار گرم بود . لكن ، زمستان بسيار طول كشيده بود .
برف زياد باريده بود كه سالها بود در رشت ، اينجور سرما و برف نشده بود .
تمام يخچاه « 2 » [ ها ] را پر كردند . [ در ] تمام راهها از زيادى برف ، تردد كاروان قطع شده بود . سالهاى قبل ، يخ را [ يك ] من شاه در رشت سه هزار الى پنج هزار مىفروختند . لكن ، امسال چون يخ فراوان بود ، [ يك ] من چهار عباسى مىفروختند . اواخر تابستان ، الى دو هزار مىفروختند .
حاجى ابراهيم كه در رشت در يكجا بود ، آن سال به مشهد رفت ، در ماه رجب 1329 مراجعت نمود . آن سال داد [ و ] ستد خوب بود . بعد از آمدن حاجى ابراهيم ، از تبريز كاغذ رسيد كه « جناب ميرزا على آقا مجتهد طباطبايى « 3 » عازم مشهد مقدس [ شده ] و عيالش را هم همراه برده و حاجى محمد صادق خان ، دامادش ، هم همراه است ، به مكه خواهد رفت . » چند سال بود كه حقير آرزو
هامش
( 1 ) . جهت اطلاع از كيفيت غائلهى محمد على ميرزا ، شعاع السلطنه ، سالار الدوله ، ارشد الدوله و رشيد السلطان رجوع كنيد به : كسروى ، احمد ، تاريخ هجده سالهى آذربايجان ، صص 194 - 180 ؛ و نيز : فخرايى ، ابراهيم ، همان كتاب ، صص 219 - 214 .
( 2 ) . كذا ( - يخچال ) .
( 3 ) . نامبرده پدرزن نگارنده است .