آن روزها ، كربلايى شفيع و حاجى ابراهيم عازم تبريز بودند . قدرى از تبريز برات فرستاده بودند بادكوبه خريد نمايند . در بادكوبه اين مقدمه را شنيده بودند ، آنها هم خريد نكرده تبريز رفته بودند . نمىدانستند اين خرابى كه به ولايت ايران رسيده ، بسيارى از اين جهت است كه يك حرفى بزرگ مىگويند و عمل به آن حرف نمىكنند . [ از ] اين جهت است كه خارجهها طبيعت ايران را فهميدهاند [ كه ] به هركار اقدام نمايند ، به آخر نمىرسانند . مايه مىگذارند ، يا اينكه مدتى استقامت دارند ؛ بعد از آن ، آن كار را ناتمام مىگذارند [ و ] به سر كار ديگر مىروند .
هرگاه در اول اقدام اين كار با استقامت مال روس را نمىگرفتند تا سه ماه ، و ايران هم تعطيل نمىماند از استعمال مال روس ، ديگر [ به ] اين ذلت و رفتن آبروى ملت و دولت اهالى ايران گرفتار نمىشدند كه در اين زمان [ كه ] اوايل محرم 1330 [ است ] ، روس تعديات خود را در ايران زياد نموده و امنيت به اهالى مىدهد .
در هرحال ، بعد از دو روز بستگى بازار ، روسها بهقدر هشتصد نفر با توپ و قورخانه وارد انزلى شدند . قونسول روس كاغذ رسمى به انجمن نوشت [ كه ] « جهت حفظ سفارتخانهها است . » اهالى در سبزهميدان جمع شدند ، وكلا هم آمدند . بعد از نطق زياد ، گفتند كه « اين بستگى بازار جهت اين است [ كه ] به همهى قونسولهاى خارجه بفهمانيم كه ما از آمدن روس رضايت نداريم . چون حاليه كار ما معلوم نيست ، بعد از آنكه امنيت [ در ] ايران شد ، اين روسها مراجعت خواهند نمود . حاليه ، نمىتوانيم جلوگيرى نمائيم . شما دكانها را باز كنيد ، ما مشغول مذاكره هستيم . »
خبر دادند به سپهدار : « هرگاه روسها با اين نحو وارد تهران بشوند ، كارهاى شما بىثمر خواهد شد . زود انجام دهيد . » سردار اسعد هم به سردار بهادر اطلاع داد كه زود ختم كنيد . اين روسها را محمد على ميرزا خواسته بود .
[ مجاهدين ] از دو طرف به تهران حملهور شدند . اهالى تهران كه بسيارى مشروطهخواه بودند ، آنها هم مستعد بودند [ كه ] هروقت بختيارى وارد تهران باشد به آنها مدد نمايند . از دو طرف كه طرف تهران رفته بودند ، در دروازهها قدرى جنگ نموده ، آخر از يك دروازه داخل شهر شده [ بودند ] « 1 » اهالى هم
هامش
( 1 ) . « روز سهشنبه 24 جمادى الاخره 1327 . . . كه موافق است با 13 ژوئيه . . . 1909 ميلادى و مطابق است با