تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
دعوا نمودن سپهدار و به قزوين آمدن او چه معنى دارد ؟ از او جلوگيرى نمائيد . » به سپهدار تلگراف از تبريز نمودند . سپهدار مطالبى كه سردار اسعد از دولت خواسته بود ، عزل آن چند نفر و مجازات آنها كه محمد على ميرزا قبول نكرده ، [ به ] تبريز اطلاع داد . از تبريز هم جواب تلگراف تهران را مخابره نمودند كه « سپهدار خودش آدم بزرگى « 1 » است ، قول ما را قبول نكرد . در بعدى با مراسله‌ى رسمى او را از مطالب آگاه نموده ، ترك اين دعوا را استدعا مىنمائيم . » سردار اسعد هم از اصفهان به سردار بهادر امر نمود كه قشون را وارد هم نمايد . آنجاها چندان استعداد نبود ، در پيش بختيارى سايرين تاب مقاومت ندارند . تا اينكه ، محمد على ميرزا ديد راه چاره مسدود است . چون نيت [ اش ] فاسد بود ، [ در ] خيال مشروطه دادن نبود و مطلع مىشد كه روس‌ها در تبريز اجراى مقاصد مشار اليه مىنمايند . لكن ، سردار اسعد مطلع بود نمىگذاشت . محمد على ميرزا آنچه توپ و قورخانه بود ، همه را به باغ شاه مىبرد ، در يك فرسخى تهران است ، آنجا جمع مىكرد . سوار قزاق هم جمع كرده بود . يك دسته فرستاد طرف قم ، و يك دسته فرستاد طرف قزوين . در ميانه دعوا شده بود ، ملت غالب شده ، قزاق‌ها فرار نمودند . تا اينكه ، بختيارى و مجاهدين و سواره‌ى سپهدار طرف تهران عازم شدند . در كرج باز يك دعوا شد ، از آنجا هم شكست دادند . بختيارى هم به يك منزلى تهران آمد . ماه جمادى الثانى بود كه آمدن قشون روس به انزلى رسيد « 2 » . جمعى در انزلى جمع شدند و از اينجا هم انزلى مىرفتند كه « چرا روس قشون وارد مىكند ؟ » قونسول روس به انجمن كاغذ نوشته بود كه « آمدن اينها مداخله در امور مملكت نيست . چون تهران ناامن شده ، جهت حفظ قونسولخانه‌هاى دول معظمه ، اينها به تهران مىروند ؛ مخارج هم نخواهيم گرفت . بازار سه روز بسته شد ، بعد از آن مردم جمع شدند كه « مال روسى را خريد [ و ] فروش نكنيد . ما راضى نيستيم كه روس در ممالك ما داخل شود . »
هامش
( 1 ) . در اصل : بزرگ . ( 2 ) . « به موجب گزارش رسمى كارگزاران رشت و انزلى ، از 27 ذى قعده‌ى 1327 تا آخر ذيحجه‌ى 1328 ، تعداد دو هزار و يكصد تن قزاق و سالدات روسى ، با تجهيزات جنگى ، به گيلان وارد شدند . » ر ك : فخرايى ، ابراهيم ، گيلان در جنبش مشروطيت ، جيبى ، تهران ، 1356 ، ص 225 .