باعث آمدن قشون روس به ايران اين وزيرها شدند كه دعوت نمودند .
در هرحال ، بعد از تمام شدن چراغان ، روسها آمدند قدرى در باغ شمال منزل كردند . جناب ثقة الاسلام از باسمنج به تبريز آمد . عين الدوله هم از باسمنج به تهران رفت ، اجلال الملك را نايب الحكومه گذاشت . وضع تبريز قدرى خوب شد . آن ايام ، اخوى ، حاجى رضا ، [ كه ] به مكهى معظمه رفته بود ، آمده بود در اسلامبول . تبريز آمدن امكان نداشت ، در اسلامبول ماندن هم آن روزها صلاح نبود ؛ عازم رشت شده بود . خبر حركت او از اسلامبول رسيد . تلگرافا [ به ] تفليس خبر دادم تبريز بيايد . در بيست و چهار ربيع الثانى ، [ به ] تبريز آمد . آن اوقات ، در خيال رفتن رشت بودم . از راه اردبيل رفتن امكان نبود ، تذكره گرفته از راه جلفا عازم رشت شدم .
عدهى روسها زياد شد ، خبر دادند حالا [ كه ] دعوا نداريد « 1 » ، سنگرها را خراب نمائيد . چقدر سنگرهاى محكم در بيرون شهر بود . معلوم شد كه از تهران به اينها خبر داده بودند . روسها رفتند سنگرها را تمام خراب كردند « 2 » . باقر خان نمىگذاشت . افراد انجمن به باقر خان واسطه شدند [ كه ] « كار نداشته باش » . آنها را هم خراب كردند . حالا ، ملاحظه مىكنند [ كه ] آن سنگرها چقدر منفعت « 3 » شهر بود كه در اين ايام [ كه ] محتاج به آن سنگرها شدند ، از تازه سنگر درست كردند .
بعد ، خبر دادند از انجمن كه « سلاح و تفنگ هركس در دست دارد ، تا بيست و چهار ساعت تحويل انجمن نظميه بدهد « 4 » . » بعضى آوردند ، و در بعضى مانده بود . بعد از تمام شدن بيست و چهار ساعت ، روسها بنا كردند از مردم و مجاهد تفنگها را مىگرفتند . حتى ، در دكان صراف يك ششلول بود ، آن را هم بردند .
از اين حركت روسها ، قدرى مجاهدين دلتنگ شدند . از انجمن ايالتى هم مىگفتند : « چنان حركت نكنيد كه باعث فساد باشد » . روسها در تبريز بنا كردند
هامش
( 1 ) . در اصل : ندارد .
( 2 ) . بيست و چهارم ربيع الثانى 1327 . ر ك : اميرخيزى ، اسماعيل ، همان كتاب ، ص 426 .
( 3 ) . در اصل : منافع .
( 4 ) . بيست و دوم ربيع الثانى 1327 . ر ك : همان كتاب ، ص 426 .