[ در تبريز ، بناى مشق نظامى گذاشته « 1 » ، جار زدند كه هركس مىتواند خود ، و الا ] عوض خود يك نفر [ را ] معين نمايد هرروز حاضر باشد در ميدان ؛ چون آدم نبود . در آن ايام ، غير از مشهدى نقى و بنده ، از اخوان گرام نبودند . حقير تفنگ برداشته ، هرروز از محلهى راسته كوچه ، با طبل [ و ] شيپور [ و ] بيرق ، با مشق نظام [ به ] ميدان مشق رفته بهقدر دو ساعت « يك دو » مىكرديم . تفنگ گرفتن را ياد مىگرفتيم « 2 » . هرروز كه دعوا مىشد ، من نمىرفتم . تا سر ماه صفر ، اين مشق نمودن بود . از تهران سردار ارشد مأمور شده بود . يك توپ آورده بود ، با قوهى الكتريك مىانداخت . [ توپ را ] در كوه سارى « 3 » گذاشته ، از آنجا دو توپ به ميدان مشق انداخته ؛ بعد از آن ، ديگر آن مشق نمودن موقوف شد ، ولى دعوا بود . دو نفر از اهل آمريكا « 4 » بود [ ند ] ، اينها مشق مىدادند . يك نفر مخبر روزنامهى رويتر بود « 5 » و يك نفر ديگر [ معلم مدرسهى مموريال تبريز . ] « 6 » اينها بسيار خوب مشق مىدادند . در ميدان ، چند دفعه عكس انداخت كه جمعيت زياد [ در ] پشتبام و پائين و مشقكنندگان بود [ ند . ] ستار خان هم يك روز با سواره آمد ، بهقدر صد نفر ؛ آنها هم مشق سوارى نمودند . صداى « زنده باد » از ملت بلند مىشد .
اتفاقاتى كه در ماه صفر افتاد زياد است . چند دفعه دعوا شد ، لكن نمىتوانستند به شهر وارد شوند . دوازدهم ماه صفر بود ، خبر آوردند كه صمد خان از طرف شامغازان به محلهى حكمآباد آمد . آنچه آدم آنجا [ در ] سنگر بود [ ند ] ، فرار كرده بودند . چون اهل آنجا بلد بودند ، [ پرسيده بودند : ] « از كجا برويم بدون دعوا حكمآباد را مىگيريم ؟ » اهل قراملك پيش افتاده ، ديوار خانهها و باغات را شكافته ، وارد ميدان حكمآباد مىشوند . صمد خان هم از عقب آنها آمده ، به اطراف آدم مىگذارد . خودش در ميدان يك صندلى آورده مىنشيند .
هامش
( 1 ) . در ساير منابع ، شروع مشق نظامى در تبريز را شانزدهم صفر 1327 ، پس از محاربهى حكمآباد و شكست صمد خان در دوازدهم صفر ، نوشتهاند . حال آنكه ، حاجى جورابچى آغاز مشق نظامى را بر محاربهى حكمآبادى مقدم داشته ، كه اين قولى است ناصواب . ر ك : كسروى ، احمد ، همان كتاب ، ص 869 ؛ همچنين ر ك : اميرخيزى ، اسماعيل ، همان كتاب ، ص 348 ؛ و نيز : مجموعهى آثار قلمى شادروان ثقة الاسلام شهيد تبريزى ، ص 140 .
( 2 ) . در اصل : نموديم .
( 3 ) . مقصود : « كوه سارىداغ » است .
( 4 ) . در اصل : اميريكا .
( 5 ) . در اصل : روتور كه مقصود : « خبرگزارى رويتر » است .
( 6 ) . مقصود : « مور » و « باسكرويل » هستند .