تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
سواره‌ها هم رفتند « 1 » . اهل محله « 2 » ديدند هرگاه فردا مجاهدين بريزند ، ديگر كسى [ قوه ] ندارد دعوا كند ، مجاهدين هم مار را غارت مىكنند ؛ جمع شدند ، گفتند : « ما با شما كار نداريم ، برادر دينى هستيم . آن آدم كه به ما اسم بابى گذاشته ، به او كار داريم . » صبح ، خبر آوردند كه سرخاب [ و ] شتربان تسليم شدند . تردد آن روز به محله‌ها باز شد . هركس كه چهار ماه بود از خويش [ و ] اقوام خبر نداشت ، همه رفتند ديدن كردند . آن روز ، جهت اهل تبريز فرج زياد رسيد كه آسوده شدند . راه هم باز شد ، آذوقه مىآمد . مجاهدين هم به محله‌ها رفتند . گفته بودند : « هركس تسليم است ، بيرق سرخ در [ سر ] در خانه نصب نمايد . » اهل سرخاب [ و ] شتربان بيرق سرخ زده بودند . مجاهدين آمدند اسلاميه را آتش زدند . بعد از آن ، خانه‌ى شجاع نظام ، خانه‌ى رحيم خان و حاجى محمد تقى صراف و حاجى مير مناف صراف را غارت نمودند . مال زياد [ ى ] آنجا بود . اينها مصدر كار [ اسلاميه ] بودند . حاجى سيد باقر صراف از ترس به انبار آب رفته بود . يك روز آنجا مانده ، شب كه بيرون آمده بود ، از ترس و از [ در ] آب ماندن فوت شده بود . خانه‌ى حاجى ميرزا حسن و امام‌جمعه را هم خراب كردند . بعضى اراذل [ و ] اوباش بنا كردند به خانه‌هاى ديگر دست‌درازى كردن . ستار خان آدم گذاشت كه هركس غارت نمايد ، او را بگيرند بكشند . ديگر در جايى غارت نشد . خانه‌ى كاظم پسر دواتگر و نايب حسن را آتش زدند . خانه‌ى مير هاشم را با مخلفاتش آتش زدند . بعد از آن ، همه آسوده شدند ، كلمه‌ى واحده شدند . مردم [ به ] بازار آمده ، كم‌كم بنا كردند جا [ ها ] ى خرابه را درست كردن . در مسجدها نماز جماعت و موعظه چندان نبود ، همه پريشان شده بودند . باقر خان هم آن اردويى كه در باغ صاحب‌ديوان بود ، به آنها حمله‌ور شد . آنها هم فرار نمودند . چادر و بعضى مخلفات از آنجا [ به ] غارت آوردند . باغ صاحب‌ديوان را خراب كردند ، ديگر كسى آنجا نماند . بعضى آدم‌ها كه حامى اسلاميه بودند ، بعضى [ از ] آنها فرار نمودند و از بعضى پول اعانه گرفتند . دو سه نفر كه سر كار بودند ، آنها را در پنهانى زير خاك نمودند . تا در عيد ماه مبارك
هامش
( 1 ) . سه‌شنبه 17 رمضان 1326 . ر ك : ويجويه ، حاجى محمد باقر ، همان كتاب ، ص 182 . ( 2 ) . مقصود : محلات « دوه‌چى » و « سرخاب » است .
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 169 | حاج محمد تقى جورابچى / على قيصرى