تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
شاديانه خالى نمودند و مجاهدين محله‌ها دسته دسته با بيرق و طبل به انجمن آمدند . بعد از آن ، به نزد ستار خان رفتند . عصر آن روز ، در انجمن جمعيت زياد بود . آقا ميرزا حسين واعظ بعضى حرف‌هاى رقت‌انگيز [ در ] تقويت مشروطه و غيره مىگفت . بعد ، گفت : « ستار خان و باقر خان خيلى جان‌فشانى نموده‌اند و بايد شكر اينها را نمائيم . » لقب « سردار ملى » به ستار خان و « سالار ملى » به باقر خان از انجمن محترم داده شد . بعد از آن ، اين دو وجود را با اين لقب‌ها مذاكره نمايند . عين الدوله كه اين خبر را شنيد ، به تهران خبر داد . قونسول روس يك روز خبر داد [ كه ] به نزد ستار خان خواهم رفت ؛ آمده بود « 1 » مجاهدين هم در عرض راه با شكوه تمام ايستاده بودند . به خانه‌ى ستار خان « 2 » آمده ، گفته بود : « از اين دعوا دست برداريد . عفو عمومى از پادشاه براى اهل شهر هست ، و يك منصب براى شما مىگيرم ، و يك بيرق هم مىدهم كه همه وقت در امنيت باشيد . » ستار خان گفته بود كه « من اين كار را نمىنمايم . به قرآن قسم خورده‌ام ، خيانت نمىكنم . همه محتاج هستند [ كه ] زير بيرق اسلام بروند . هرگاه مرا ريزه ريزه نمايند ، هيچ وقت بيرق كفر را نمىگيرم و امنيت از دولت روس [ نمىخواهم ] . اسلام زير بيرق كفر نمىرود . » قونسول ديده بود جواب كافى داده ، قدرى تحسين نموده ، رفته بود . لكن ، بعضىها كه در ظاهر [ پيرو ] اسلام [ و ] در باطن منافق [ هستند ] ، از قونسول امنيت گرفته و تذكره گرفته كه رعيت روس شده ، بعد از آن به مسلمان [ اظهار ] فخر مىكنند كه من رعيت روس هستم ، و [ در آن حال ] دعوى اسلاميت [ هم ] مىكنند . اين باعث شده كه روس قوه‌ى خود را زياد نموده و اعيان ملاك هر شهر روس را دعوت نمودند كه بيا شهرهاى ايران را صاحب شو ، ما مىخواهيم . اين است [ كه ] روس قشون خود را وارد خاك ايران نمود . اين اواخر ، كه سال 1329 باشد ، در ماه ذيحجه ، از طرف رشت قشون « 3 » زياد وارد نموده ، [ قدرى را ] روانه‌ى قزوين و جمعى [ را ] اينجا نگاهداشته . دو هفته است بازارها بسته و اهالى سرگردان [ هستند ] . حالا ، روس [ به ] اين خيال افتاده كه در خانه‌ى حكومتى [ و ] تلگرافخانه‌ى دولتى را متصرف
هامش
( 1 ) . جمادى الثانى 1326 . ر ك : امير خيزى ، اسماعيل ، همان كتاب ، صص 121 ، 122 ؛ و نيز : مجموعه‌ى آثار قلمى شادروان ثقة الاسلام شهيد تبريزى ، ص 82 . ( 2 ) . مقصود : « انجمن حقيقت » است . ( 3 ) . در اصل : قوشون .
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 158 | حاج محمد تقى جورابچى / على قيصرى