تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
سواره‌ى قره‌داغ [ و ] مرند را به بندرها گذاشته بود [ ند ] ، باز صداى شليك تفنگ بلند شد . دو روز باز دعوا شد . به خانه‌ى حاجى ميرزا كريم امام جمعه مجاهدين ريختند « 1 » . آنجا هم سواره بود . سواره‌ها فرار [ كرده ] ، و بعضى آدم بيكار بنا كرده بودند غارت نمودن ، و چند نفر از مجاهدين طمع نموده قدرى مال برداشته بودند . از طرف شتربان خبردار شدند خانه‌ى حاجى ميرزا كريم را غارت مىكنند ، با ازدحام آمده بودند . آنها كه در خانه‌ى امام جمعه بودند فرار كردند . سواره‌ها وارد خانه شده ، بعضى بيدست [ و ] پا و فعله آدم اراجيف [ كه ] جهت غارت رفته بودند ، آنها نتوانسته فرار نمايند . آنها را گرفتند ، و بعضى تفنگچىها هم آنجا بودند . خبر به انجمن رسيد ، با جمعيت زياد رفتند . آقا ميرزا محمد تقى پيش آنها بود . از طرف جبه‌خانه وارد بازار كفشدوز شده ، يك دكان را شكافتند . از آنجا راه به خانه‌ى ميرزا كريم بود . ديوار را هم خراب نموده ، مجاهدين را بيرون آوردند ؛ لكن ، به‌قدر ده نفر [ را ] گرفته به اسلاميه بردند . دو روز [ بر ] اين قرار گذشت . عين الدوله چند نفر از اهل محله [ را ] خواست . روز اول ، سه نفر به اتفاق قونسول انگليس [ به ] باغ صاحبديوان رفتند و آنجا [ با ] عين الدوله سئوال و جواب [ شد ] . عين الدوله گفته بود : « از مشروطه و انجمن حرف نگوئيد ، به امر بندگان همايونى مراحم شاهانه [ با ] عطوفت شامل حال شما خواهد شد . » آنها آمده بودند . بعد ، يك لايحه نوشته و ده نفر نزد عين الدوله رفتند . عين الدوله گفته بود : « پانزده محله است ، چرا ده نفر آمده‌ايد ؟ » گفته بود : « پانزده محله نيست . دعواى ما محله [ يى ] نيست . ما از طرف ملت آمده‌ايم و استدعاى ملت را به شما عرض [ مىكنيم ] و ضمنا بعضى عرايض هم‌عرض شود . » گفته بود : « در اين موقع نايب محمد را چرا كشتيد ؟ » گفته بودند : « او به احكام علماى نجف استخفاف نموده ، به سزايش رسانيدند . هرگاه اين مطالب جزء را مكالمه نمائيم ، از مطلب مىمانيم . آنچه استدعاى ملت [ است ] از جانب شما كه به حكومت آمده‌ايد اين است : اولا ، باز شدن مجلس مقدس و مشروطه [ كه ] با قانون رفتار نمائيد . ثانيا ، رحيم خان [ و ] شجاع نظام اين‌قدر از ملت كشته‌اند و غارت نموده‌اند ، اين‌ها به حكم كه اين ظلم نموده‌اند ؟ ثالثا ، غارتى كه
هامش
( 1 ) . چهارشنبه پنجم شعبان 1326 . ر ك : اميرخيزى ، اسماعيل ، همان كتاب ، صص 191 ، 192 .