[ يك ] من چهار هزار الى پنج هزار دينار بود « 1 » در شتربان هشت هزار بود . نان در آنجا فراوان بود ، اين طرف گران بود . ذغال « 2 » يك من هزار و دويست دينار « 3 » ، در طرف مشروطه يك من دو ريال « 4 » بود .
در هرحال ، جناب عين الدوله وارد باغ صاحب ديوان شد . نايب محمد اهرابى هم چند تفنگ از مجاهدين گرفته بود . يك تلگرافى از علماى نجف اشرف رسيد كه « جنگ نمودن با اهل تبريز ، كه عدالت مىخواهند ، مشروطه مىخواهند ، حرام است و مخالفت با امام زمان است . » تلگراف مفصلى بود . اين تلگراف را چاپ نموده ، با چند تلگراف و حكم ديگر از علماى نجف ، به محلهها پراكنده نمودند . يك نفر چند ورق از اينها را به اهراب برده بود . نايب محمد آنها را گرفته ، پاره نموده زير پا انداخته بود . مجاهدين خبردار شدند كه نايب محمد به حكم علماى نجف بىاحترامى نموده ، گفتند دفع اين آدم به ما واجب است .
[ نايب محمد ] به محلهى اهراب چند در محكم گذاشته بود ، پاى درهم سنگر بود . به هرمحله در بزرگ درست نموده بودند ، بالايش سنگر نموده بودند ؛ حتى ، به دربندها و كوچهها كه از مركز دعوا دور بود . شب ، مجاهدين اطراف محلهى اهراب را گرفتند ؛ صبح يورش آورده « 5 » نايب محمد هم از الواط تبريز بود ، نتوانسته بودند با او طرف باشند . آنها كه همدستهى او بود [ ند ] ، ديده بودند در پيش مجاهدين تاب مقاومت ندارند ، فرار نمودند . مجاهدين حلقهى در را با گلوله زدند ، داخل شدند . دور خانهى نايب محمد ، بعد از زدوخورد زياد ، مجاهدين غلبه نموده در نايب محمد را آتش زدند . نايب محمد با برادرش نايب على فرار كرد . مجاهدين تعاقب نموده ، هردو را مقتول [ ساختند . ] در خانه هرچه فشنگ [ و ] تفنگ بود ، آنها را برداشتند باقى مخلفاتش را آتش زدند . و محلهى اهراب كه از هرجا جمع شده و خانه كرايه كرده بودند ، ستار خان آدم گذاشت [ كه ] هركس به خانهى خود برود . با ضرب تفنگ مردم را از اهراب بيرون كردند . آنها كه جمع بودند ، اعانه نمىدادند . چون خانهى ما در سرحد بود و چند نفر مثل ما بودند ،
هامش
( 1 ) . در اصل : مبلغ را به سياق تحرير كرده است .
( 2 ) . در اصل : ذوغال .
( 3 ) . در اصل : مبلغ را به سياق تحرير كرده است .
( 4 ) . برابر پنجاه شاهى ، مطابق دو هزار و پانصد دينار .
( 5 ) . در روز دوشنبه 19 رجب 1326 . ر ك : كسروى ، احمد ، تاريخ مشروطهى ايران ، امير كبير ، تهران ، 1344 ش ، صص 720 - 718 .