آنها ماندند ، ما هم در خانهى كربلايى احمد بوديم . لكن ، اين طرفها امن بود ، كسى با كسى كار نداشت .
بعد از آن ، اهالى در انجمن جمع شدند . شريفزاده و ميرزا حسين كه از ترس پنهان بودند ، اينها را [ به ] انجمن آورده ، چند نفر اعضاى انجمن منتخب شدند .
جناب ميرزا محمد تقى « 1 » كه خلف ارشد جناب مستطاب آقاى حاجى ميرزا على آقا مجتهد طباطبايى در انجمن بود ، او را هم رئيس مجلس نمودند كه خيلى كارهاى بانظم از جناب معزى اليه ملاحظه نمودهاند . چنانچه ده نفر مثل او بيغرض آدم پيدا مىشد ، كارها اينطور نمىشد .
شريفزاده كه در انجمن نطق مىنمود ، چنان روايت كردند [ كه ] از طرف اسلاميه به چند نفر پول وعده كرده بودند كه چند نفر را بكشند ؛ شريفزاده از انجمن بيرون آمده ، در نزد خانهى قنسول انگليس رسيده ، با گلوله زده بودند ؛ بعد از دو ساعت مرحوم شد « 2 » . جوان خوب باعلمى « 3 » بود ، داراى چند زبان بود .
قاتلش « 4 » را گرفتند ، و حاجى جليل مرندى را هم كشتند « 5 » . جنازهى شريفزاده را با جمعيت زياد [ و ] علم در قبرستان گجل دفن كردند .
[ به ] جهت آمدن عين الدوله ، دعوا نبود و از آن طرف به اين طرف تردد بود ، ولى بعضىها اعتبار نمىكردند به شتربان بروند . تفنگچىهاى شتربان با اين طرف در بازار دعوا مىكردند ، آخر با يكديگر رفاقت نموده ، نزديك يكديگر آمده ، دستبهدست داده كه حالا مىرويم آنها كه سر كار هستند به انجمن مىآوريم . خبر آوردند كه صلح شد ؛ مردم شادى مىكردند . چند نفر از بزرگان شتربان و تجار به انجمن آمدند ؛ بر آنها قربانى نمودند . دو سه روز ، در ميانه اصلاح شد . بعضى آدمها كه در دكان مال داشتند ، در عرض اين دو سه روز رفته به خانه آورد [ ند ] . يك خوشحالى اين چند روز شد . بعد كه رحيم خان و شجاع نظام خبردار شده بودند ، تغيير نموده بودند [ كه ] به شما چه دخل دارد اصلاح نمائيد .
هامش
( 1 ) . اشاره به برادر همسر نويسنده است .
( 2 ) . سهشنبه 27 رجب 1326 . ر ك : ويجويه ، حاجى محمد باقر ، همان كتاب ، ص 108 .
( 3 ) . در اصل : با علم .
( 4 ) . عباسعلى آهنگر . ر ك : كسروى ، احمد ، همان كتاب ، صص 738 ، 739 .
( 5 ) . يكشنبه 25 رجب 1326 . ر ك : ويجويه ، حاجى محمد باقر ، همان كتاب ، صص 105 ، 106 .