خارجه [ و ] داخله ، سواران غارت نمودند بردند . در محلهى شتربان ، باغميشه ، [ و ] سرخاب ، مال يك تومانى را به يك قران مىفروختند ، و آنها كه سر كار بودند ، خودشان را از مال مسلمانان غنى نمودند . هرگاه آن خانهها و بازارها [ را ] كه غارت كردهاند بنويسم ، به حساب نمىآيد كه يك ثلث تبريز را خراب و غارت نمودند . هرگاه امكان باشد بعد از ختم اين بلوا يكيك مىنويسم كجا غارت شد .
تجار بعد از اين مقدمه ، يك تلگراف توسط سفارت انگليس به تهران نمودند كه « ما چه گناه داريم ؟ ما ياغى دولت نيستيم ، غير از اينكه باز شدن مجلس شورا را از درگاه همايونى مستدعى هستيم . » جواب اين تلگراف آمد : « تا سه ماه مجلس باز تعطيل است . بعد از سه ماه ، وكلاء [ را ] انتخاب نمائيد . عين الدوله مأمور حكومت است [ كه ] مراحم شاهانه [ را ] به شما رسانيده ، عفو عمومى شامل حال شما خواهد شد . »
جهت آمدن عين الدوله ، چند روز دعوا نبود . تا اينكه ، عين الدوله آمد در باغ صاحبديوان منزل نمود « 1 » و تلگرافخانه بهقدر يك ماه در ميانه بود ، و از سيم داخله تلگراف مىكردند ؛ لكن غير از مطالب تجارتى در تلگراف [ اگر ديده ] مىشد ، در مركز آن كلمه را مخابره نمىكردند . تلگراف دست دولتيان رسيد ؛ اين طرف از سيم خارجه مطالب تجارتى را مخابره مىنمودند . حملونقل مال التجاره موقوف شد ، كسى اطمينان نداشت مال بياورد . از جهت آذوقه « 2 » اوايل خوب بود ؛ بعد ، از طرف شتربان به اين طرف ، چيزى نگذاشتند [ بيايد . ] ستار خان هم حكم كرد هيچچيز نبريد . تفنگچىها كه [ در ] بندر [ ها ] بودند ، آنها شدند گمركچى ؛ پول مىگرفتند ، سبزى ، بادنجان « 3 » ، انگور ، قند ، [ و ] بعضى [ از ] اين مالها را مىگذاشتند . چنان مىشد [ كه ] ده نفر در يك سنگر بودند ، روزى بيست تومان گمرك مىگرفتند كه از طرف مشروطهخواه [ به ] طرف استبداد مال مىرود . با اينجور از اين طرف مىبردند ؛ چون [ به ] سرحد شتربان مىرسيد ، يك راهدارى آنها مىگرفتند كه مسافرين از ايران به روسيه بروند . اينجور ترس داشتند كه اهل يك شهر به فاصلهى صد قدم راه ، بايد به طريق دزدى يا واهمه يا از راههاى خلوت كه [ در ] آنجا كسى نمىشد مىرفتند . قند [ در ] اين طرف
هامش
( 1 ) . در چهارشنبه 21 رجب 1326 . ر ك : همان كتاب ، ص 176 .
( 2 ) . در اصل : آذوغه .
( 3 ) . در اصل : بادمجان .