تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
مشروطه صحبت نكنيد ، بعد هرچه بگوئيد با عدل رفتار مىشود . » چون ديدند اين صلح انجام‌پذير نيست ، مجلس متفرق شد . اهالى كه ديدند اين‌جور شد ، رفتند اعضاى انجمن آوردند ، اطمينان دادند [ كه ما ] با شما هستيم . و بعد ، تجار را در مسجد جمع نمودند . در مسجد صمصام خان همه جمع ، و احوالات مىگفتند . چون بازار نبود ، بعضى مال را در كوچه‌ى ارمنستان گذاشته ، و محل داد [ و ] ستد بازارچه‌ى گجل شد كه مردم معطل نمىماندند ، خرده اصناف كارشان مىگذشت . و قرار گذاشتند از انجمن كه اعانه بدهند ، اين دعوا خرج دارد . از تجار و اصناف و غيره قبض اعانه نوشته ، مىگرفتند و به مواجب مجاهدين و خرج فشنگ [ و ] غيره خرج مىكردند . يك مجلس اعانه هم منعقد شد ، قبض نوشته اعانه مىگرفتند . ماه رجب [ كه ] داخل شد ، پنج شش روز دعوا نبود ؛ تا اينكه ، نماينده [ هاى ] عين الدوله رفتند . سواره [ ها ] از پل قارى [ به ] اين طرف گذشتند ، آمده جبه‌خانه و عالىقاپو « 1 » [ را ] كه خانه‌ى وليعهد بود تصرف نمودند ، سنگر بستند . يك روز ، با هيأت اجماعى از عالىقاپو ريختند بازارچه‌ى خيابان را از دم مسجد شاهزاده تا مسجد جهانشاه « 2 » را غارت كردند ؛ تخمينا سيصد دكان زياد [ ه ] مىشد ، همه را برده بودند . از مسجد جهانشاه ، باقر خان جلوگيرى نمود ، سواره‌ها عقب نشستند باز رفتند عالىقاپو . دو روز بعد از آن ، رفتم بازارچه را ديدم ؛ چه ظلم [ ها ] نموده بودند ، گويا اينها مسلمان نبودند . معلوم است فتواى بابى شدن اين محله‌ها [ كه ] از اسلاميه « 3 » بيرون آمده بود ، جهت آن هركس جهت غارت و قتل مسلمين از قره‌داغ [ و ] مرند آمده بودند . از اين حال اهالى بسيار پريشان شدند و جمع در مسجد كه « هرگاه اينها دست بيابند ، همه‌ى اين محله‌ها را ويران خواهند نمود . » با اين غارت ، چقدر خانمان‌ها خراب شد . مغازه‌هاى مجيد الملك كه در دست سواران بود ، يك شب صداى تفنگ زياد شد و شعله‌اش بلند بود . چون شب بود ، مطلع نشديم كجا دعواست و كجا مىسوزد . صبح شد ، خبر آوردند كه به كارخانه‌ى چراغ‌گازخانه « 4 » آتش زده‌اند با چند مغازه‌ى ديگر . بعد از آن ، هرچه بود ، از مال
هامش
( 1 ) . در اصل : آلاقاپو . ( 2 ) . در اصل : جانشاه . ( 3 ) . اصل : اسلميه . ( 4 ) . در اصل : چراغ‌قازخانه .