خانهى كربلايى احمد بيجارچى « 1 » برديم ، خودمان در خانه بوديم .
بازارها چون بسته شد ، داروغه خبر داد كه محافظت بازار [ بر ] عهدهى من نيست . بعضى اهالى دكان را باز كرده ، مالش را برد ؛ بعضى نتوانست دكانش را باز كند ، در محل بد واقع بود ، مال آنها را بردند ، اين خسارتى كه در عرض اين سه چهار ماه به اهل تبريز رسيد ، به هيچ شهر [ ى ] نرسيده ؛ چقدر جوانان به ناحق كشته شدند .
در هرحال ، شهر تبريز شد دو طرفى . رودخانه [ يى ] « 2 » كه در ميان شهر واقع است ، سرحد شد ، نه كسى جرأت داشت اين طرف بيايد ، نه آن طرف ، كه در عرض چهار ماه از اين محله به آن محله تردد قطع شد و كسى [ از كسى ] خبردار نشد . گرانى آذوقه هم بود . تا اينكه ، خبر رسيد كه عين الدوله حاكم شده ، و خلق منتظر او شدند و پيش از آمدن عين الدوله ، ستار خان يك بيرقى در بام انجمن بلند نمود ، و حسين خان باغبان محافظهى انجمن مىنمود . جوان رشيدى بود ؛ چند دفعه هم هجوم آوردند « 3 » كه اين بيرق « 4 » را از انجمن بردارند ، نتوانستند ؛ علم مشروطه را ستار خان بلند نمود . نصر اللّه خان شاهسون هم [ به ] تبريز آمد . از همه جا مىآمدند . اسم بابى شنيده كه مال [ و ] جان اينها حلال است ، هركس تفنگ نداشت با چوب آمده بود . بهقدر ده هزار قشون دولتى ، يا زياد [ تر ] ، جمع بودند .
اين شاهسونها هم با جمعيت قرهداغى و شتربانى روى به اميرخيز [ آوردند . ] آن روز ، يك جنگ عظيم شد . تا انجمن اميرخيز « 5 » كه ستار خان آنجا بود ، رسيده بودند ، باز به آنها شكست دادند . از قرار تقرير [ كسانى ] كه آنجا بودند ، جمعيت زياد [ ى ] مقتول و زخمدار ، و مجاهدين قدرى آنها را تعاقب [ و ] باز به سنگرهاى خودشان مراجعت نمودند .
هامش
بودند ، نه طرفدارى از دولتيان مىكردند و نه متمايل به آزاديخواهان بودند ، هردو جنبهى بىطرفى اختيار كرده دعوى استقلال داشتند و دروازهيى هم براى محله نهاده مانع از ورود اشخاص مسلح بودند . »
( 1 ) . در اصل : بجارچى .
( 2 ) . مقصود : رودخانهى « ميدان چايى » ( - مهرانرود ) است كه تبريز را به دو قسمت شمالى و جنوبى منقسم كرده است . جهت اطلاع از اسماء محلات شمال و جنوب رودخانهى مزبور رجوع كنيد به : همان كتاب ، صص 139 ، 140 .
( 3 ) . در اصل : آورده .
( 4 ) . در اصل : بيدق .
( 5 ) . مقصود : « انجمن حقيقت » است .