تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
حقير هم دم در « 1 » مقبره « 2 » بودم . يك نفر به من گفت كه « امروز اغتشاش مىشود ؛ اينجا نمان ، برو در حجره ! » من هم آمدم ؛ از دوست [ و ] آشنا در بازار بودند به آنها گفتم ، [ به ] حجره آمدم . در كاروانسرا را بسته بودند . آن‌قدر نگذشته بود [ كه ] صداى تفنگ از بازار بلند شد . اين سربازها يك مرتبه فرار نمودند ، اهل بازار هم مثل آن‌ها . يك شورشى شد [ كه ] چه عرض نمايم . سربازها يكى كلاه افتاده ، يكى كفش گم كرده ، چند نفر از ترس به حمام خان داخل شده ، آنجا به تفنگ فشنگ مىانداختند « 3 » . يك نفر گفته بود : « چه خبر شده [ كه ] فرار كرديد ؟ » گفته بود : « حالا دلم مىلرزد ؛ يك آب بدهيد [ به ] من ، ترسيد [ ه ا ] م . » تمام سربازها از بازار فرار كردند . از محله‌ها ، بعضى به نزد ستار خان رفتند « 4 » كه « اينها خيالشان غارت نمودن است . » او هم اقدام نمىكرد . بازار كه بسته شد ، سواره‌ى رحيم خان [ و ] اهل شتربان ريختند خانه‌ى شريف العلماء و امين التجار ، كه در [ آنجا ] انجمن مىشد ، [ و ] از آنجا [ به ] حجره‌ى امين التجار ، و بنا كردند كاروانسرا و آن خانه‌ها را غارت كردن ؛ كه ستار خان ديد جاى ايستادن نيست ، اين ظالمان [ كه ] اين‌جور گرفته‌اند ، نصف شهر را غارت خواهند كرد . از نوكر و خويش جمعا ده نفر بودند ؛ آمد در دم دلاله‌زن ايستاد ؛ هركس كه مال غارتى مىآورد ، از دستش مىگرفت . و بعضىها [ كه اين را ] ديدند ، بعضى جاها مال غارتى را از دست مردم مىگرفتند . بعد ، ستار خان آمد در نزد قراولخانه ايستاد . چند نفر سر او جمع شده گفتند ما اينجا هستيم ، شما برويد . ستار خان آن مال غارتى را [ كه ] گرفته بود جمع كرد ، بعد از رفع دعوا به صاحبانش داد . و بعد از آن ، ستار خان عصر رفته بود خانه‌ى يك [ نفر از ] علماى اهل محله‌ى خود [ ش ] ؛ به او گفته بود : « استخاره نما ، من اين كار را اقدام نمايم خوب است يا نه ؟ » او هم استخاره نموده بود ، خوب آمده بود . ستار خان بيرون آمده بود . هفده نفر اعوان داشت ؛ بنا كرده بود بيرق‌ها را برداشتن « 5 » . از طرف ارمنستان « 6 » كه مىآمد ، مردم مىگفتند « اين ديوانه است ، با
هامش
( 1 ) . در اصل : در دم . ( 2 ) . مقصود : « مقام و مقبره‌ى امامزاده سيد ابراهيم » است كه بين محله‌ى دوه‌چى و اميرخيز واقع شده است . ( 3 ) . در اصل : مىانداخت . ( 4 ) . در اصل : رفت . ( 5 ) . در تاريخ 17 جمادى الثانى 1326 . ر ك : همان كتاب ، ص 133 . ( 6 ) . مقصود : « محله ارمنستان » ، يكى از محلات مسيحىنشين تبريز است . در آن زمان ، از بيست و شش محله‌ى تبريز ، پنج محله‌ى ارمنستان ، ليل‌آباد ، مهادمهين ، اهراب ، و چرنداب مسيحىنشين بودند . از شمار سى و چهار هزار مسيحى مقيم آذربايجان ، پنج هزار تن آنها در تبريز و اكثر در محلات ليل‌آباد و ارمنستان مىزيستند . ر ك : اوبن ، اوژن ، ا . آ . دسكوس ، ايران امروز 1908 - 1907 ايران و بين النهرين ، ترجمه‌ى على اصغر سعيدى ، زوار ، تهران ، 1362 ش ، صص 65 ، 67 .