تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
رسانيد . از تهران حكم بود او را نگاه دارند ، رفته بود « 1 » . در گوشه كنار بعضى صحبت‌ها بود ، يك روز جار كشيدند كه « رحيم خان « 2 » فردا وارد شهر مىشود ، پيشواز نمائيد . هركس اسلحه [ و ] تفنگ دارد ، الى بيست و چهار ساعت تحويل بدهد به خازن لشكر . بعد از آن ، دست هركس اسلحه باشد ، [ مورد ] مجازات سخت خواهد بود . » باقر خان به‌قدر دويست قبضه تفنگ تحويل داد ، و قونسول روس « 3 » يك بيرق « 4 » به باقر خان داد [ كه ] تو در امانى . در [ محلّهء ] خيابان هم بيرق سفيد زده بودند . بازار هم به‌قدر يك هفته باز شد . نان كمياب بود . رحيم خان وارد شهر [ شده ] از خيابان ، با هزار سوار در باغ شمال فرود آمد « 5 » . از محله‌ها بعضى به بازديد رفتند . گفته بود : « حكم اللّه است كه شهر را امن نمايم . چند نفر مفسد هست ، آنها را بگيرم . » از فردا ، به محله‌ى نوبر تا دم بازار هفت‌كچل « 6 » سواره گذاشت ؛ از اين طرف ، تا دم توپخانه سواره گذاشت . روز اول ، بنا كردند در نزد هركس طپانچه داشت مىگرفتند . فردايش ، پول ، قبا « 7 » [ و ] لباس مردم را مىگرفتند . بعد از آن ، بنا كردند دو سه خانه [ را ] در آنجا چاپيدن ؛ و يك صورتى نوشته‌اند به اشرار محله كه « اين آدم‌ها بايد گرفته شوند ، اينها مفسد هستند . » دو روز هم [ بر ] اين منوال گذشت . اهالى ديدند كه رحيم خان خيالش قتل [ و ] غارت نمودن است . يك روز ، قدرى سواره فرستاد نزد ارگ ؛ قدرى آنجا دعوا [ كرده ] ، ديده بودند نمىتوانند به ارگ بروند ، برگشتند . بازار از اين مقدمه قدرى ترس پيدا كرد . سفارش نمودند به اهل بازار كه « چرا باز كرديد ؟ مگر از آمدن رحيم خان نترسيديد ؟ » بازار فردايش باز نكرد . سربازها هم در بازار بودند ، مىگفتند باز كنيد ؛ اعتنا نكردند . بعد ، از سرتيپ [ و ] سرباز و چند نفر اهل نظام با قدرى تفنگچى [ به ] بازار آمدند كه باز كنيد . مردم مىترسيدند .
هامش
( 1 ) . جهت اطلاع رجوع كنيد به : مخبر السلطنه ، مهدى قلى هدايت ، خاطرات و خطرات ، تهران ، زوار ، 1344 ش ، ص 178 - 175 . حركت مخبر السلطنه از تبريز ، گويا در روز 12 جمادى الثانى 1326 بوده است . ر ك : اميرخيزى ، اسماعيل ، همان كتاب ، ص 121 . ( 2 ) . مقصود « رحيم خان چلبيانلو » است . ( 3 ) . مقصود : « پاخيتانوف » است . ( 4 ) . در اصل : بيدق . ( 5 ) . در تاريخ 14 جمادى الثانى 1326 . براى اطلاع ر ك : همان كتاب . ص 128 . ( 6 ) . در اصل : هفكچل . ( 7 ) . در اصل : غبا .